<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> سیاست سبز</title>
<description>آدرس فرهنگ سبز      

http://sabz.viz.ir/
ایمیل من tofan914@yahoo.com</description>
<link>http://f.javanblog.com/</link>
<language>fa</language>
<generator>JavanBlog</generator>

<item>
<title>بیانیه (5)</title>
<description>/*
/*]]&gt;*/

مشت مشترک 5

دررررود بر مهین

&amp;nbsp;

هم منقلی&amp;nbsp; ، ما با&amp;nbsp; کف و سوت هم &amp;nbsp;می خروشیم

&amp;nbsp;

بیچاره ایم بدبخت و فلک زده ایم

&amp;nbsp;

اعتراف می کنیم &amp;nbsp;ما دزدیم
اعتراف می کنیم ما اوباشیم
اعتراف می کنیم قاتلیم
اعتراف می کنیم مفسد ووطن فروشیم

اعتراف می کنیم &amp;nbsp;نوکر بی بی سی و
موسادیم

&amp;nbsp;

پس با آنها مصاحبه می کنیم و سکوت نمی کنیم

با علامت&amp;nbsp; (v) فعالیت
اعتقادی میکنیم

با پنجه های سبز و لجن مال کردن دیوارها ماهیت خود را نشان میدهیم

و تابلوی کوبیسم مینویسم 

و زیبایی را به تصویر میکشیم

اینگونه پیام خود را به ملت خود می رسانیم

و آنها را به این راه سبز لجنی می خوانیم

تا به این یزیدیان خون آشام 

همدستان فلسطینیان تروریست 

و دشمنان اسرائیل متمدن و بشر دوست

اعتراض خود را نشان دهیم

و تا بوس شبانگاهی را بر صبح &amp;nbsp;بیالائیم

&amp;nbsp;

به خیال حکومت دیروزی (شاهنشاهی)

راه شبز&amp;nbsp; &amp;nbsp;راه &amp;nbsp;اومید

دوستان سبز&amp;nbsp;من در همیاری جبهه راه
سبز امید

&amp;nbsp;این پست مشترک 5 را پست آینده خود قرار دهید 

و به هم رزمانمان&amp;nbsp;پیشنهاد کنید ... با
سپاس
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;

</description>
<link>http://f.javanblog.com/post-132868.html</link>
</item>

<item>
<title>پشیمان</title>
<description>
							
												
									
						اعتراف سبز
اعترافات مخالفان احمدی نژاد در بیرون از زندان!

به میرحسین رأی دادمقربه الی 
الله!اما&amp;nbsp;&amp;nbsp; ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
من دیگر هیچ 
حجت شرعی در کوچک‌ترین هم‌راهی و هم‌آوایی و هم‌دلی با شما و جریان متبوع‌تان 
ندارم.

&amp;nbsp;نوشته شده در &amp;nbsp;دوشنبه بیست و سوم آذر 1388&amp;nbsp;&amp;nbsp; 
توسط&amp;nbsp;محسن حسام مظاهریپیشنهاد می کنم جهت آگاهی هرچه بیشتر از این اعتراف سبز و مبارک به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

						
						</description>
<link>http://f.javanblog.com/post-122672.html</link>
</item>

<item>
<title> سیاست سبز</title>
<description>آقایون اشتباه نکنید من دوباره میرحسینی نشدمگافهای بینیه ۱۷ را که دیدم رفتم سراغ فیلترشکنهایی که از قبل داشتمآخه ما طرفدارای میرحسین از&amp;nbsp; آمریکا (جدی میگم شوخی نیست) برامون فیلتر شکن مبفرستند هنوزم به ایمیلم میآدلبیانیه را از وبسایت نوروز گرفتمالبته بیانیه ۱۷ تنها در وبلاگهای مخالف موسوی یافت میشودو گویا کاملا محوش کردندنکته های دیگری در این بیانیه ی ... :
اولاً
این بیانیه در ابتدا &amp;nbsp;روی سایت کلمه نبود، اما از صبح روی جرس منتشر شده
بود! در حالی که به نظر می‌رسد جرس بیرون از ایران اداره شود. ثانیاً در
صدر آن بسم الرحمن الرحیم است و الله ندارد. ثالثاً جمله منقول از امام
خمینی ناشیانه و دروغ است. جمله امام: بکشید ما را، ملت ما بیدارتر می‌شود
/ جمله بیانیه: بکشید ما را،ملت ما نیرومندتر می شود / رابعاً بخش ذکر شده
از زیارت عاشورا مغلوط است
به نظر کار موسوی این بار تموم ِ
اون هم به خاطر حذف الله از اول نامه و تحریف زیارت عاشورا و ...اگر به ادامه مطلب بروید سوتیهاش مشخص ترمیشه------------------------------------------------


نوروز: میرحسین 
موسوی در بیانیه ای به مناسبت وقایع عاشورای حسینی و روزهای پس از آن ضمن انتقاد از 
برخوردهای خشونت آمیز نیروهای حکومتی با ملت عزادار ایران راه حل های پنجگانه خود 
را برای خروج وضعیت بحرانی فعلی ارائه کرد. این نامزد معترض به نتایج انتخابات ضمن 
خودجوش خواندن اعتراضات مردمی در تاسوعا و عاشورای حسینی در راه حل های پنجگانه خود 
بر اهمیت مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه در مقابل 
مردم، تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی و 
احیاء حیثیت و آبروی آنها ، آزادی مطبوعات و رسانه ها و به رسمیت شناختن حقوق مردم 
برای اجتماعات قانونی تاکید کرد.
به گزارش نوروز متن کامل بیانیه به شرح 
زیر است:
بسم الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم 
لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و وال لمن والاکم و عاد لمن عاداکم. فیالیتنی کنت معکم 
فافوزا فوزا عظیما
همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد 
که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و 
مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه 
جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با 
تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب 
رفته به جوی باز نخواهد گشت.
برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم 
درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت 
الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک 
بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی 
که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و 
بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و 
نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. 
باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و 
تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت 
آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و 
این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل 
باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر 
کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای 
را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد 
بست.
مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان 
می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، 
ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم 
زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم 
در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط 
بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما 
یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه 
ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش 
دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار 
در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است. 

گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت 
ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت 
مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ 
نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه 
تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط 
دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی 
و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل 
از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟ 
اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و 
روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای 
به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را 
خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از 
یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .
بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان 
اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز 
چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های 
منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون 
نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله 
خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران 
حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده 
است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند 
و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی 
کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش 
داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این 
مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می 
توان کرد؟
آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این 
جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان 
چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که &amp;quot; بکشید ما را 
، ما نیرومند تر می شویم&amp;quot;. بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از 
انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن 
شهدا نیست. 
بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران 
جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد 
شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به 
وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی 
دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون 
منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود 
ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم 
منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و 
کینه ورزی آنها را زنده نکنید .
من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل 
خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان 
و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین 
علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو 
کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما 
معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا 
همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او 
در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار 
گیرد. 
بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از 
آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار 
اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به 
شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم 
نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر 
بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد 
کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات 
نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت 
در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان 
برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی 
و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.
ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با 
شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید 
که بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، 
تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و 
مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال 
را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست 
ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده 
است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال 
ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالیکه ما متاسفانه از دادن یک بودجه 
سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در 
مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم . 
ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا 
حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را 
داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود 
است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی 
گذارند . و مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن 
عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته 
باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار 
در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .
اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده 
و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که 
سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن 
این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان 
پذیر نیست . اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند 
و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است 
.
بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و 
چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک 
فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز 
دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه 
احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . 
بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای 
ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :
1- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در 
مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل 
کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد 
کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را 
بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با 
او برخورد خواهند کرد .
2- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز 
برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه 
و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه 
ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح 
منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند 
.
3- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت 
و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر 
خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند 
.
4- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه 
نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات 
باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش 
کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی 
ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و 
محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن 
رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با 
اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از 
آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم 
؟
5- برسمیت شناختن حقوق مردم برای 
اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل 27 قانون اساسی . اقدام 
در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در 
طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان 
بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .
به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می 
توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد 
. ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک 
خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و 
داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود . 

~ با behrad در 2010/01/01.
ارسال شده در لینک و نگاره های غیردگرباشان برچسب‌ها: کشتار, بیانیه میرحسین موسوی, عاشورابه ادامه نگاه کنید  </description>
<link>http://f.javanblog.com/post-122108.html</link>
</item>

<item>
<title>موج سبز لجنی در گرداب </title>
<description>
            

			صفحه اول‍ 
&amp;nbsp;‍|&amp;nbsp;عکسها‍&amp;nbsp;‍|&amp;nbsp;راه هاي تماس‍&amp;nbsp;‍|&amp;nbsp;زندگي نامه توصيفي‍

            
         

         
            
               
                  

                     
                        « از «دا» تا «بابا نظر» |
                        صفحه اصلی
                        
                     



 
  
   

   
  
 
                     
دروغ‌ها و راست‌هاي بيانيه شماره ۱۷ ميرحسين موسوي
۱۱ دی ۱۳۸۸
                     
                        
                                                      
                              ميرحسين
موسوي با تاخيري 5 روزه نسبت به آشوب روز عاشورا و يک روزه نسبت به
راه‌پيمايي اعجاب‌آور و تحسين برانگيز مردم، بيانيه شماره 17 (هفدهم) خود
را صادر کرده است. خود اين تاخير در ابتداي امر نشانه اين است که موسوي
شخصاً نتوانسته زودتر از 5 روز آشوب‌هاي عاشورا را تجزيه و تحليل و
جمع‌بندي کند. بنابرين کاملاً آشکار است که بازداشت‌هاي هفته اخير، هدفمند
و دقيق بوده و بال و پرهاي فکري چشم فتنه، به‌درستي چيده شده است. اين
گمانه‌زني را، خبر سفر مخفيانه موسوي به شمال کشور و خاموش کردن تلفن
همراه و ... نيز تقويت مي‌کند. چرا که او نيازمند محيطي آرام و ايزوله
براي فکر کردن بوده است.
همچنين اين تاخير 5 روزه نشان مي‌دهد که بيانيه‌هاي موسوي کاملاً به نرخ
روز صادر مي‌شود و اگر راه‌پيمايي ميليوني و کم‌سابقه مردم تهران نبود؛ او
به فکر گفتن شهادتين و تولي نسبت به معصومان (ع) و تبري از کفار و مشرکان
و اعلام وفاداري به قانون اساسي نمي‌افتاد. به بيان ديگر، موسوي نشان داده
تا از خشم مردم نترسد، به فکر ماست‌مالي کژروي‌ها نمي‌افتد.
موسوي در بيانيه شماره 17 خود، دروغ‌ها و راست‌هايي را به هم آميخته است که در پس خود، حقايقي را آشکار مي‌کند:
1ـ موسوي به‌شدت از اجراي قانون درباره خود و کروبي و ديگر سران فتنه
مي‌ترسد. اشاره سه باره او به اعدام خودش، ارايه 5 پيشنهاد نرمش‌جويانه
براي برون‌رفت از وضع فعلي، اعلام صريح مواضع نسبت به اصول و فروع دين و
حکومت، همه و همه، شيوه‌هاي مختلف نمايش اين ترس عميق دروني است.
2ـ موسوي از ادامه روند فعلي نااميد و خسته شده است. او بيانيه خود را با
اين جملات به پايان برده است: «به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این
بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود .
مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه
این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و
از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود.» اين نخستين‌بار
است که موسوي، در واقع عاجزانه از مردم و نظام خواسته است که به جاي
برخورد با سران آشوب، فضاي برون‌رفت از وضع موجود آغاز شود. او حتي
اين‌بار جرات نکرده مناسبت ديگري را براي فتنه‌گري هواداران خود اعلام کند.
3ـ موسوي از نابودي هراس‌آور وجهه خود در بدنه جامعه عميقاً باخبر شده است
و حالا به خوبي مي‌داند که راه‌انداختن راه‌پيمايي‌هايي نظير 25 خرداد،
اصلاً در مخيله او و ديگر آشوبگران، محلي از اعراب ندارد. اين ريزش
عبرت‌آموز طرف‌داران موسوي در عرض شش ماه، پيش از هر چيز، نمايانگر
بي‌عرضگي او در مديريت جنبش‌هاي اجتماعي است. چرا که صرف پياده‌سازي يک
الگوي غربي انقلاب رنگي ـ آن هم بدون توجه به اقتضائات بومي ـ هنر چنداني
نمي‌طلبد. بي‌تجربگي موسوي در کسب آراي مردم و نخستين تجربه او در شرکت در
انتخابات به عنوان نامزد انتخاباتي، يکي از دلايل اصلي ناکارآمدي رهبري
آشوب‌هاي سبز بوده است.
4ـ از اين پس، شاهد مظلوم‌نمايي‌ها و پاچه‌خواري‌هاي سران فتنه خواهيم
بود. (البته حساب آقاي کروبي جداست!) نامه محرمانه سيد محمد خاتمي به رهبر
معظم انقلاب و اعلام پاي‌بندي به اصل ولايت فقيه و قانون اساسي، از
نشانه‌هاي اين تغيير رويکرد اساسي است. موسوي در بيانيه 17 خود، اين نرمش
يکباره و 180 درجه‌اي را به نمايش گذاشته است. او حتي با فرار به جلو، در
اقدامي کاملاً پوزش‌خواهانه، پيش‌نهادهايي را هم براي برون‌رفت از فضاي
فعلي ارايه کرده است. اين تاکتيک جديد، تنها و تنها با سرعت عمل قوه
قضاييه در برخورد کيفري با موسوي، کروبي، خاتمي، مهدي و فائزه هاشمي و
بسياري ديگر از سران فتنه، خنثي خواهد شد. چرا که:
«نفس اژدرهاست؛ او کی مرده است / از غم بی‌آلتی افسرده است» (مولوي)

------------------------
در همين رابطه:
تشابهات بيانيه اوباما و موسوي
توهم مهره غرب درخصوص عزاداري‌هاي مردمي/ موسوي رسما از توحش محاربان روز عاشورا حمايت كرد
تناقض‌ها و دروغ‌هاي بيانيه موسوي
مهم-بیانیه 17 موسوی اینبار با حذف الله
نامه سرگشاده استاد محمدرضا سرشار(رضا رهگذر) به رييس قوه قضاييه=========================================
                           
                           
                                        
                           
                        </description>
<link>http://f.javanblog.com/post-121793.html</link>
</item>

<item>
<title>تغییر تاکتیک</title>
<description>بنده یک سکولار هستممعتقد به آزادی هنوز هم به عقاید خودم پایبند هستماما چرا؟ از جریان سلبز کنار کشیدم؟همانطورکه قبلا هم بارها گفته بودم من میرحسین را بعنوان متحد تاکتیکی پذیرفته بودمحتی رهبریتش را اما بهش اعتقاد نداشتمآنچه باعث تجدید نظر من شد دو مطلب بود1-من فردی سکولار هستم اما تروریست نیستممن به هیچ قیمت حاضر نیستم در کنار تروریستهای پایگاه اشرف قرار بگیرم2- تندرویهای بیجای همین&amp;nbsp; منافقین پایگاه اشرف و توهین علنی به اعتقادات اکثریت مردم ایران(که شیعه هستند)&amp;nbsp;موجب شد قضیه بعد مذهبی بگیرد الآن دیگر قضیه را مذهبی کردن و مردم ایرام متعصب اند و شکست نهضت در این قضیه حتمی است3- دلیل سوم هم یک قضیه عاطفی هست برخورد آنها دیروز با من تعادل روحی من را بهم ریختخیل عظیم جمعیت دیروز و مردانگی رفتار و جوانمردی آنها در عدم ضعیف کشی من را نجات داد&amp;nbsp;
من دیدم که وقتی یک ریشو یا زن با حجاب را در خیابان وصال دیدیم چه بلایی سرش آوردیم&amp;nbsp;
اما در روبروی فروشگاه قدس امام حسین با من مدارا کردند
من با جریان سبز همراه شدم برای کسب آزادی اما نه بهر قیمتی1 حتی با متحد شدن مطرودان پایگاه اشرفدر پایان از تمامی دوستانم میخواهم روی بازی شکست خورده سرمایه گذاری نکنندمن این حرف را از روی ترس نمی زنممن با درایت به این نتیجه رسیده ام دیروز این مردم علنی مرگ بر رفسنجانی می گفتند یعنی قضیه بسیار جدی است وقتی با این شدت برخورد را شروع کرده اند حتما پیامدهای سختی را باید ببینیمقضیه بنی صدر و شریعتمداری و کوماه ودمکرات و...&amp;nbsp; در ایران قابل تکرار است اما میدونی از اول فرق من با اینها چی بود ؟
مروت و انصاف داشتم
من بیش از 80 نظر در وبلاگها گذاشتم
الان که سر زدم دیدم تنها دو سه تا از نظراتم هست 
ترس از واقعیت سانسور می آورد
نظرات من را که زمانی از خودشون بودم را حذف می کنند
در ضمن من کلیه لینگها را حذف کردم
تا لینگهای جدید بگیرم




</description>
<link>http://f.javanblog.com/post-121585.html</link>
</item>

<item>
<title>دیروز من را زد ند</title>
<description>&amp;nbsp;

&amp;nbsp;دیروز کنار خیابان روبرو فروشگاه قدس میدان امام حسین وایساده بودمجمعیت داشتند بر میگشتند یادم نیست ساعت چند بود اما هوا داشت کاملا تاریک میشدیک مرد 40-50- ساله که خسته شده بود وایساده بود خستگی در کنه 			 				◄ 		 		 					پلاکاردی هم دست نویس را بالا گرفته&amp;nbsp; بود&amp;nbsp;یکطرفش نوشته بود مرگ بر معاویه -مرگ بر فائزهیکطرف هم نوشته بود تاجر&amp;nbsp; ورشکسته - برگرد به باغ پستهازش پرسیدم منظورت از تاجر ورشکسته کیه؟پشت پلاکارد را نشون داد(معاویه)گفتم رفسنجانی را میکیگفت خودت که گفتیگفتم اون هم؟گفت هرکس با ولایت نباشه با ما نیست همه باید پشت سر ولایت حرکت کنند بغل دست رهبر بودن&amp;nbsp; یعنی نفاقگفت اون که از خودتونهگفت این پلاکارد حرف دل این مردمهگفتم این نصف جمعیت مخالفاتون هم نیستناگهان با عصبانیت دستش را بلند کرد&amp;nbsp; وگفت حرف تو از روی کینه است و با مشت زد تو صورتم گفتم چرا میزنی باز زد تو گردنم&amp;nbsp; حفیفتش تو اون جمعیت نمی شد زدش فرار کردم مردم متوجه قضیه شدندهمه رفتند اون را گرفتند آقا چرا میزنی گفت می گه جمعیت .منافقاشون دوبرابره مردم گفتند چراخوب میزنی گفت دیگه جدل کردن با اینها فایده نداره باید باهاشون برخورد تند بشهبرخورد مردم من را دگرگون کرداون جمعیت اگر می خواستند من را له ولورده می کردنداما خودشون جلوی طرفدارای خودشون را گرفتند نگه کردم از ظهر تا بحال جمعیت قطع نمیشه آقا رضا هم تلفن زده بود جمعیت خیابان آزادی خیلی زیادهبا خودم گفتم این مردم عصبانی را چه چیزی کشونده اینجا کار&amp;nbsp; روز عاشورای ما درسته که من عقاید مذهبی ندارم اما این همه مردم پس از قرنها هنوز هرسال برای یک واقعه اینهمه خرج میکنند وگریه میکنندو...با یک حرکت ما اینگونه عصبی میشونداما باز خودشون خودشون را کنترل میکنندمن قدرت مقابله با این مردم را ندارم&amp;nbsp;مگر مخالفت ما&amp;nbsp; از این حکومت&amp;nbsp; بخاطر عملکرد نادرست نظام نیستخوب این نظام تا بحال عواملش چه کسانی بودنداین سی ساله میرحسین و هاشمی وخاتمی&amp;nbsp; وکروبی بودنداین مردم هم با همین افراد مخالفت می کنند من از این سه نفر حمایت میکنممگر من به عملکرد حکومت انتقاد ندارم روسای اجرائی نارضایتی من چه کسانی هستند مگر خاتمی و هاشمی و میرحسین این مملکت را مفتضح نکردند اقتصاد مملکتمردم مسیر را خوب پیدا کردندمگر عملکرد احمدی نژاد رودرروی عملکرد اینها نیستپس یک دگرگونی شدهبیش ز این نمی نویسماما من دیگر طرفدار جنبش نیستمو از تمام رفقای خودم می خواهم&amp;nbsp; از خشم ملت حذر کنند 			 				◄			 				 				►			 			 		 		 		 					 		</description>
<link>http://f.javanblog.com/post-121415.html</link>
</item>

<item>
<title>قهرمانان</title>
<description>بدین وسیله از تمامی شما انتظار می‌رود در صورتی که هر گونه مشخصاتی از عکس های ذیل و همچنین هرگونه اخبار و اطلاعاتی اعم از عکس، فیلم، مقاله، خبر، ایمیل و آدرس اینترنتی و یا شکایتی که در خصوص جریان‌های اغتشاش‌طلب (از هر گروه و صنف) که در فضای مجازی اقدام به تحریک فعالیت های مخرب می‌نمایند دارید، از طریق این وبلاگ به اطلاع مرکز بررسی جرائم سازمان یافته برسانید. 

 

 در صورتی که عکس ها باز نمی شوند و گزینه ی show picture هم اثربخش نیست، لطفا از لینک زیر استفاده نمایید.

لینک کمکی برای مشاهده تک تک عکس ها  [لینک]

. 

    

              ۱                                    ۲                                   ۳ 

 

   

              ۴                                     ۵                                     ۶ 

 

   

                ۷                                        ۸                                ۹ 

 

   

    ۱۰(ترک موتور)                         ۱۱                                     ۱۲ 

 

   

                 ۱۳                               ۱۴                                     ۱۵ 

 

   

                    ۱۶                                 ۱۷                               ۱۸

 

   

                  ۱۹                           ۲۰                       ۲۱

 

   

               ۲۲                            ۲۳                             ۲۴

 

   

                    ۲۵                                   ۲۶                               ۲۷

 

                       شماره ۲۹                   شماره ۳۰                         شماره ۳۱     

 

 

                 

                      شماره ۳۲               شماره ۳۳                    شماره ۳۴ 

 

                 
                       شماره ۳۵                      شماره ۳۶                   شماره۳۷
  
                  
                        شماره ۳۸                      شماره ۳۹                      شماره ۴۰ 
 
                  
                     شماره ۴۱                  شماره ۴۲                  شماره۴۳
  
                  
                     شماره ۴۴                       شماره ۴۵                      شماره ۴۶
  
                  
                          شماره ۴۷                       شماره ۴۸                    شماره ۴۹    
 
                  
                     شماره ۵۰                   شماره ۵۱                       شماره ۵۲ 
 
                  
                   شماره ۵۳                   شماره ۵۴              شماره ۵۵    
 
                  
                       شماره ۵۶                 شماره ۵۷                 شماره ۵۸ 
 
                  
                         شماره ۵۹                 شماره ۶۰             شماره ۶۱    
                  
                        شماره ۶۲                  شماره ۶۳                  شماره ۶۴    
 
                   
                         شماره ۶۵                 شماره ۶۶                      شماره ۶۷  
 
                  
                        شماره ۶۸                    شماره ۶۹               شماره ۷۰ 
 
                  
                       شماره ۷۱                     شماره ۷۲                   شماره ۷۳ 
 
                                                    
                                                    شماره نام اینها را برای شناسائی در وبلاگها زده اند اینها را در خانه هایتان محفی کنمید</description>
<link>http://f.javanblog.com/post-121150.html</link>
</item>

<item>
<title>واقعیت چیست؟</title>
<description>واقعیت این است کهدر روز قدس برخی از نماز گزاران روزه خواری می کردند و با کفش و بدون وضو&amp;nbsp; و&amp;nbsp; بی حجاب و...نماز خواندند اینها را همه دیدند و در رسانه های جهانی انعکاس یافتبرخی از دوستان سبز آن را انکار میکنندولی من نه تنها انکار نمی کنم بلکه افتخار می کنمافتخار میکنم که انسانی آزاده هستم و تقلید از دیگران را جائز نمی شمارم من عقل دارم درک دارم شعور دارمچرا به درک وشعور من اهانت بشودکسی حق ندارد بجای من تصمیم بگیرددر مسیر راهپیمائی در گیری شد&amp;nbsp; طرفداران حکومت آش ولاش شدندشیشه ها شکسته شدآجرپرانی شد و...برخی دوستان اینها را تکذیب می کندنداما من حق خود میدانم فریاد اعتراض خودم را به گوش جهانیان برسانمدر مقابل این اعتراضات برخی همراهان نادان مرا نفوذی وبسیجی و.. میدانندبرای من اهمیت ندارد بعضی افراد هنوز به من توهین میکنندمن تا این توهینها را نشنوم به حقانیت راه خود اطمینان پیدا نمی کنمترس من اینست که &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; شاید رفتن من مرگ من باشدسایهء من را خورشید وقت رفتن &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; روی خاک&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; می گستراند &amp;nbsp;شاهد آنست که من از پای خسته مانده امدر&amp;nbsp; سرم فکری برای راه وچاهی نیست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; در تنم&amp;nbsp; قدرت برای انقلابی نیست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; در دلم شوقی برای رخت کندن هستترس من اینست که شاید رفتن من مرگ من باشد&amp;nbsp;ویا در زیر رخسار خستهپای واماندهچشم گریان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چهرهء گرگی که خشمگین است نهان باشد&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; و یک رنجور بی مایه &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چوگرگی &amp;nbsp;&amp;nbsp; بهای خون بیمقدار خود رااز درون معدن فولاد می جوید&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; پس چگونه رام باشم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; پس چگونه پاک باشم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; من ِ دیوانه ز کینه&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; من بیگانه ز عزت &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; می کشم تا که بمیرد آنکه مقصود من است &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; می کشم تا که بمیرد آنکه مقصود من است </description>
<link>http://f.javanblog.com/post-119163.html</link>
</item>

<item>
<title> سیاست سبز</title>
<description>نمی دانم چرا ما ملت ایران دوست داریم به ما دروغ بگویندوقتی با صراحت می گویم جنبش سبز با اسلام گرایی همراه نیست فحاشی ها !!!!!!!!! شروع میشودحالا اگر به دروغ بگوئم ما با اسلام هستیم محترمانه با ما بحث می کنند که ما را محکوم کنند شما با اسلام و امام و آقای خامنه ای&amp;nbsp; نیستیدخوب&amp;nbsp; من همین الان اعلام می کنم1- جنبش سبز یک جنبش اسلامی نیست (ضد اسلام هم نیست) یک چادری یک آخوند هم میتواند بیاید با ما اما حق موضع گیری مذهبی ندارد2- جنبش با انقلاب اسلامی هم کاری ندارد جنبش یک حرکت ملی بر گرفته از تمام احاد است و انقلاب چون یک حرکت مذهبی بود از نظر جنبش مردود است 3- ما ضدیتی با هیچ&amp;nbsp; شخص - گروه و کشوری نداریم دلیلی برای دشمن تراشی نداریم ایران وطن ماست و آمریکا و انگلیس هم دوستان ما بوده اند تا کنون هم از ناحیه این کشورها ما موضع خصمانه ای علیه خودمان ندیدیم4- جنبش دیگرحرکتهای زیر زمینی ندارد و لزومی به پنهان نمودن آرمان خود ندارد طیف جنبش گسترده است و شامل هر ایرانی وطن پرست میشوداقای افشاری میدانید که چرا من بدترین ناسزا ها را به شما گفتم ؟؟؟؟؟؟؟
چون شما را نه مخالف نظام  بلکه مخالف با اسلام دیدم ........
من به هر سایت سبزی رفتم ندیدم ضد اسلام باشد ولی خود شما این را میدانید که چنین هستید .......

دلیل بیشتر برای ان که سخت به شما توپیدم ان بود که دیدم شما خبری کذب
و احمقانه از سران کفر را در مورد ولی امر مسلمین حضرت ایه الله العظمی
خامنه ای در سایت یک وهابی گذاشتید و او را خوشحال کرده و شیعه را خرد
کردید 
اگر حرف هایی که زدم جملگی غلط است از شما تمنی می کنم که نظر مرا که
با ناسزا همراه بود پاک کنید و الا اگر درست است بگذارید باشد که ان لیاقت
شما است ........&amp;nbsp;و یامرگ بر افشار&amp;nbsp; از تو سگ تر ندیدم نه دنبا داری نه عقبی ..........
بدبخت خدا را کم گرفتی .............
و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین ..........
این خطاب خدا به منافقینی همچون شما هستند البته شما منافق هم نیستید بلکه کافر ذمی هستید که یه مش احمق دورت جمع اند ........

للهم العن الافشاری و والدینه العین ابن العین الی یوم الدین .......
اللهم احشرهم مع الکلاب النار ................

اینها وبلاگهای طرفدار رژیم هستند و با فحاشی با من حرف میزنندامثال این نظرات برای من زیاد آمده چرا که وبلاگهای دیگر با قدرت من حرف نمیزنند-------------------------------------برخی هم از این نظرات را گذاشته اندعروبببین بچه اونی که بهت گفته از این راه وارد بشی اشتباه راهنماییت کرده
چون خیلی ک.چیکتر از اونی که بتونی با حرفای مفتت مثلا به جنبش ضربه بزنی
تو همو رو مثل خودت احمق  و ساده فرض کردی&amp;nbsp;ویا شهلاببخشید که خیلی رک نظرم
رو می دم . به نظر من تو یکی از همون بسیجیها هستی که ماموریت پیدا کردی
که بیای از طرف یک جنبشی مزخرف بنویسی . اما لو رفتی آقا . دیگه تمومش کن. ویا
نویسنده: راه سبزادبيات سايتت را عوض كن و جنبش سبز را كه با خون ده ها شهيد در اين 6 ماه آبياري شده را به بازي نگير

 اینها وبلاگهای ضد نظام هستند بخاطرصراحت لحجه به من فحش میدهند البته بحمدالله بسیاری از مخالفینم از دو طیف باورهای مرا درک کرده اندضد دین نه بی دین</description>
<link>http://f.javanblog.com/post-118391.html</link>
</item>

<item>
<title>خاطرات سبز</title>
<description>/*
/*]]&gt;*/

&amp;nbsp;

از روز اول آذر برنامه ریزی جدی و دقیقی را برای روز 16آذر شروع کردیم

توی دانشگاه من مسئول محل خودمون شدم

من روی 30-40 نفر حساب باز کرده بودم.

خصوصا ژیلا هم قرار بود &amp;nbsp;بیاد &amp;nbsp;خیلی از بچه های محل به عشق اون &amp;nbsp;می آمدند

توی وبلاگم برنامه های بزرگی را مطرح کردم

تصرف سفارتخانه روسیه و سوریه ولبنان و ونزوئلا&amp;nbsp; و برزیل و... یکی از اون برنامه ها بود 

چنان بازار داغ شده بود که یقین داشتیم کار رژیم را روز 16 آذر می سازیم 

ژیلا یکی از دوستان دوران دبیرستانش را هم که ازدواجی ناموفقی هم داشته
همراهش می آورد

با این حساب جمعیت ما باید بیش از حد انتظارمون میشد

جمعه روز عرفه بود اکثرا طرفدارای رژیم میرفتند مراسم دعای عرفه .سرشون گرم
کار خودشونه 

اون روز را قرار گذاشتیم بریم لواسان باغ بابام 

کلید رااز مامی جون گرفتم بهش گفتم کسی اونجا نیاد به همه بروبچه هاهم گفتم
خودشون بطور پراکنده بیایند و تا قبل از ساعت 2 بعداز ظهر اونجا جمع باشند 

اسم رمز ورود به باغ را هم تعیین کردم&amp;nbsp;
(ژیلا رفته دعای عرفه) 

واقعا خوشحال بودم اگر همین جوری پیش بریم جمعیت زیادی را من میبرم 

اگر من50نفر ببرم جمعیت ما به2000 نفرهم میرسه این جمعیت درخبرگزاریها
انعکاس میلیونی داره واقعا شاهکار میشه!

&amp;nbsp;خیلی ذوق زده شدم حالم وصف ناشدنیه
ماتا آخرای شب اونجا سرگرم کاربودیم

وبرنامه ریزی های خود را انجام دادیم

&amp;nbsp;ژیلا و دوستش نازی به عنوان &amp;nbsp;سرگروه نیروها را شناسائی و توجیه کردند&amp;nbsp; و برنامه شون را&amp;nbsp; برای ملاقاتهای بعدی&amp;nbsp; تا قبل از 16 آذر اعلام کردند

چندتا از بچه هایی که جدید اومده بودند قول دادند دوستاشون را هم بیارند

بعد از اتمام جلسه &amp;nbsp;برای عادی سازی &amp;nbsp;چندتا چندتا از باغ خارج شدیم 

جزو آخرین نفرها من با ژیلا از باغ خارج شدیم 

واقعا عالی بود از ذوقم ژیلا را بوسیدم خیلی ممنون ژیلا بودم همه این کارها
را ژیلا کرد اگر اون و دوستش نبودند این کار انجام نمی شد البته منطقه ما هم منطقه
خوبی هست همه فرهنگ آپارتمان نشینی دارند همسایه ها کاری به کار هم ندارند کسی
فضولی کسی دیگر را نمی کنه 

به همین خاطر دخترا راحت تر می تونند فعالیتهای اجتماعی انجام بدهند

چه برسه به ما پسرها منطقه لوکس نشین همین محاسن را هم داره

حالا من 16آذرعینهو توپ صدا می کنم &amp;nbsp;آرش و کیانوش امکان نداره بتونند این جمعیت را
بیارند اونها خیلی کل کل دارند البته بین خودشون چون منو قاطی آدمها حساب نمی کنند
این بار را کورخوندند میزنم رودستشون روشون کم میشه 

بگذریم&amp;nbsp; جلسه اون روز خیلی خوب تموم
شدقرار ملاقاتهای بعدی هم بخوبی انجام شد همگی بچه ها با انگیزه بالایی وارد شده
بودند هرروز ژیلا و نازی می اومدند وگزارش نیروهای جدید را میدادند 

فکرنکنم میرحسین عوضی که اینقدر براش هوار میزنیم &amp;nbsp;جربزه منوداشته باشه 

باور کنید آدم احساس خوبی بهش دست میده آدم را قدرتمند نشون میده 

گزارش کار به بچه های دفتر دادم اونها هم باورشون نمیشد من به تنهایی صدتا
نیرو جذب کنم البته آرش خیلی حرصش گرفته بود اما بروز نمیداد

فقط نتونست طاقت بیاره توی همون جمع به من گفت تو این کاره نیستی

خداجونم چه میشه هرچه زودتر16آذربشه حال آرش رابگیرم احمق عوضی خیلی نامرده
!!

خدا جون من خودم هم قبول دارم که اینقدر توان نداشتم اگر ژیلا جون کمکم
نمیکرد حتم داشتم این همه نیرو را من نمیتونستم جمع کنم

جمعه بیشترین کار را داشتیم با تمام نیرو ها بایستی هماهنگ میکردیم 

من شرمنده ژیلا بودم واقعا که یک تنه تمام نیروها را جمع وجور میکرد

انصاف نیست اینها همه اش به نام من تموم بشه حتما باید اون را بعنوان
نیرویی زبده معرفی کنم گرچه معاونت من هم براش کم چیزی نیست

اما یک اتفاق افتاد که انتظارش نمیرفت

یکی از نیروهای نازی پسربچه ای 16 ساله بوده که مادرش موضوع ارتباطش با
نازی را می فهمه بچه هم که دهنش لق بوده تمام ماجرا را واسه مادرش تعریف میکنه
مادره هم موضوع را به بابا میگه بابا که از اون مزدورهای بسیجی بوده بسیج را در
جریان میگذاره 

بالاخره نازی لو میره

گرچه نازی مردانگی نشون میده و چیزی نمیگه اما نیروهاش که جریان را فهمیدند
از ترس لو رفتن&amp;nbsp; متلاشی میشند

اینجا وظیفه من بود که کاری بکنم به ژیلا گفتم نیروهای نازی هم تحت
فرماندهی تو عمل کنند نمیدانید وقتی کلمه فرماندهی تمام نیروها را شنید چه لذتی
برد 

از شوقش منو بغل کرد و از من تشکر کرد بلافاطله smsزدم به نیروها که تحت
فرماندهی واحد ژیلا هستند اتفاقا نیروهای نازی هم از این قضیه استقبال کردند نازی
رفتارش با نیروهاش دوستانه تر بود نازی خیلی جدی بود باورش شده بود که فرمانده است

گویا همه چیز دوباره داشت درست میشد 

صبح 16آذردر خیابان جیحون قرار ملاقات گذاشتیم البته پراکنده قرار بود هر
کدام از ما یک بسته پفک یا یک پاکت میوه دستش باشه&amp;nbsp; و هر چند دقیقه یکبار از این دست به اون دستش
بده 

طبق محاسبه من حداقل صدنفر بایست می آمدند عادی سازی این جمعیت کار سختی
بود گرچه آنجا منطقه دوری بود

&amp;nbsp;بقیه ادامه مطلب

</description>
<link>http://f.javanblog.com/post-117407.html</link>
</item>

</channel>
</rss>