تبليغات| شارژX
سیاست سبز
سیاست سبز
آدرس فرهنگ سبز http://sabz.viz.ir/ ایمیل من tofan914@yahoo.com

اعتراف سبز
اعترافات مخالفان احمدی نژاد در بیرون از زندان!

به میرحسین رأی دادم

قربه الی الله!

اما   ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

من دیگر هیچ حجت شرعی در کوچک‌ترین هم‌راهی و هم‌آوایی و هم‌دلی با شما و جریان متبوع‌تان ندارم.


 نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388   توسط محسن حسام مظاهری



پیشنهاد می کنم جهت آگاهی هرچه بیشتر از این اعتراف سبز و مبارک به ادامه مطلب مراجعه نمایید.



( ادامه مطلب )


?افشاری | 17/10/1388 | پیوند | نظر(4)

آقایون اشتباه نکنید من دوباره میرحسینی نشدم


گافهای بینیه ۱۷ را که دیدم رفتم سراغ فیلترشکنهایی که از قبل داشتم

آخه ما طرفدارای میرحسین از  آمریکا (جدی میگم شوخی نیست) برامون فیلتر شکن مبفرستند هنوزم به ایمیلم میآد

لبیانیه را از وبسایت نوروز گرفتم

البته بیانیه ۱۷ تنها در وبلاگهای مخالف موسوی یافت میشود

و گویا کاملا محوش کردند

نکته های دیگری در این بیانیه ی ... :

اولاً این بیانیه در ابتدا  روی سایت کلمه نبود، اما از صبح روی جرس منتشر شده بود! در حالی که به نظر می‌رسد جرس بیرون از ایران اداره شود. ثانیاً در صدر آن بسم الرحمن الرحیم است و الله ندارد. ثالثاً جمله منقول از امام خمینی ناشیانه و دروغ است. جمله امام: بکشید ما را، ملت ما بیدارتر می‌شود / جمله بیانیه: بکشید ما را،ملت ما نیرومندتر می شود / رابعاً بخش ذکر شده از زیارت عاشورا مغلوط است

به نظر کار موسوی این بار تموم ِ

اون هم به خاطر حذف الله از اول نامه و تحریف زیارت عاشورا و ...

اگر به ادامه مطلب بروید سوتیهاش مشخص ترمیشه

------------------------------------------------

نوروز: میرحسین موسوی در بیانیه ای به مناسبت وقایع عاشورای حسینی و روزهای پس از آن ضمن انتقاد از برخوردهای خشونت آمیز نیروهای حکومتی با ملت عزادار ایران راه حل های پنجگانه خود را برای خروج وضعیت بحرانی فعلی ارائه کرد. این نامزد معترض به نتایج انتخابات ضمن خودجوش خواندن اعتراضات مردمی در تاسوعا و عاشورای حسینی در راه حل های پنجگانه خود بر اهمیت مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه در مقابل مردم، تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها ، آزادی مطبوعات و رسانه ها و به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی تاکید کرد.

به گزارش نوروز متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

بسم الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و وال لمن والاکم و عاد لمن عاداکم. فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما

همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.

برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.

مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.

گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟

اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .

بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟

آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که " بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم". بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.

بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .

من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.

بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.

ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید که بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالیکه ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .

ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .

اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .

بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :

1- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .

2- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .

3- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .

4- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟

5- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل 27 قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .

به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .

~ با behrad در 2010/01/01.

( ادامه مطلب )


?افشاری | 14/10/1388 | پیوند | نظر(4)

« از «دا» تا «بابا نظر» | صفحه اصلی

دروغ‌ها و راست‌هاي بيانيه شماره ۱۷ ميرحسين موسوي

۱۱ دی ۱۳۸۸

ميرحسين موسوي پس از وقايع اخيرميرحسين موسوي با تاخيري 5 روزه نسبت به آشوب روز عاشورا و يک روزه نسبت به راه‌پيمايي اعجاب‌آور و تحسين برانگيز مردم، بيانيه شماره 17 (هفدهم) خود را صادر کرده است. خود اين تاخير در ابتداي امر نشانه اين است که موسوي شخصاً نتوانسته زودتر از 5 روز آشوب‌هاي عاشورا را تجزيه و تحليل و جمع‌بندي کند. بنابرين کاملاً آشکار است که بازداشت‌هاي هفته اخير، هدفمند و دقيق بوده و بال و پرهاي فکري چشم فتنه، به‌درستي چيده شده است. اين گمانه‌زني را، خبر سفر مخفيانه موسوي به شمال کشور و خاموش کردن تلفن همراه و ... نيز تقويت مي‌کند. چرا که او نيازمند محيطي آرام و ايزوله براي فکر کردن بوده است.
همچنين اين تاخير 5 روزه نشان مي‌دهد که بيانيه‌هاي موسوي کاملاً به نرخ روز صادر مي‌شود و اگر راه‌پيمايي ميليوني و کم‌سابقه مردم تهران نبود؛ او به فکر گفتن شهادتين و تولي نسبت به معصومان (ع) و تبري از کفار و مشرکان و اعلام وفاداري به قانون اساسي نمي‌افتاد. به بيان ديگر، موسوي نشان داده تا از خشم مردم نترسد، به فکر ماست‌مالي کژروي‌ها نمي‌افتد.
موسوي در بيانيه شماره 17 خود، دروغ‌ها و راست‌هايي را به هم آميخته است که در پس خود، حقايقي را آشکار مي‌کند:
1ـ موسوي به‌شدت از اجراي قانون درباره خود و کروبي و ديگر سران فتنه مي‌ترسد. اشاره سه باره او به اعدام خودش، ارايه 5 پيشنهاد نرمش‌جويانه براي برون‌رفت از وضع فعلي، اعلام صريح مواضع نسبت به اصول و فروع دين و حکومت، همه و همه، شيوه‌هاي مختلف نمايش اين ترس عميق دروني است.
2ـ موسوي از ادامه روند فعلي نااميد و خسته شده است. او بيانيه خود را با اين جملات به پايان برده است: «به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود.» اين نخستين‌بار است که موسوي، در واقع عاجزانه از مردم و نظام خواسته است که به جاي برخورد با سران آشوب، فضاي برون‌رفت از وضع موجود آغاز شود. او حتي اين‌بار جرات نکرده مناسبت ديگري را براي فتنه‌گري هواداران خود اعلام کند.
3ـ موسوي از نابودي هراس‌آور وجهه خود در بدنه جامعه عميقاً باخبر شده است و حالا به خوبي مي‌داند که راه‌انداختن راه‌پيمايي‌هايي نظير 25 خرداد، اصلاً در مخيله او و ديگر آشوبگران، محلي از اعراب ندارد. اين ريزش عبرت‌آموز طرف‌داران موسوي در عرض شش ماه، پيش از هر چيز، نمايانگر بي‌عرضگي او در مديريت جنبش‌هاي اجتماعي است. چرا که صرف پياده‌سازي يک الگوي غربي انقلاب رنگي ـ آن هم بدون توجه به اقتضائات بومي ـ هنر چنداني نمي‌طلبد. بي‌تجربگي موسوي در کسب آراي مردم و نخستين تجربه او در شرکت در انتخابات به عنوان نامزد انتخاباتي، يکي از دلايل اصلي ناکارآمدي رهبري آشوب‌هاي سبز بوده است.
4ـ از اين پس، شاهد مظلوم‌نمايي‌ها و پاچه‌خواري‌هاي سران فتنه خواهيم بود. (البته حساب آقاي کروبي جداست!) نامه محرمانه سيد محمد خاتمي به رهبر معظم انقلاب و اعلام پاي‌بندي به اصل ولايت فقيه و قانون اساسي، از نشانه‌هاي اين تغيير رويکرد اساسي است. موسوي در بيانيه 17 خود، اين نرمش يکباره و 180 درجه‌اي را به نمايش گذاشته است. او حتي با فرار به جلو، در اقدامي کاملاً پوزش‌خواهانه، پيش‌نهادهايي را هم براي برون‌رفت از فضاي فعلي ارايه کرده است. اين تاکتيک جديد، تنها و تنها با سرعت عمل قوه قضاييه در برخورد کيفري با موسوي، کروبي، خاتمي، مهدي و فائزه هاشمي و بسياري ديگر از سران فتنه، خنثي خواهد شد. چرا که:
«نفس اژدرهاست؛ او کی مرده است / از غم بی‌آلتی افسرده است» (مولوي)

------------------------
در همين رابطه:
تشابهات بيانيه اوباما و موسوي
توهم مهره غرب درخصوص عزاداري‌هاي مردمي/ موسوي رسما از توحش محاربان روز عاشورا حمايت كرد
تناقض‌ها و دروغ‌هاي بيانيه موسوي
مهم-بیانیه 17 موسوی اینبار با حذف الله
نامه سرگشاده استاد محمدرضا سرشار(رضا رهگذر) به رييس قوه قضاييه




=========================================











( ادامه مطلب )


?افشاری | 12/10/1388 | پیوند | نظر(7)

بنده یک سکولار هستم

معتقد به آزادی

هنوز هم به عقاید خودم پایبند هستم

اما چرا؟ از جریان سلبز کنار کشیدم؟

همانطورکه قبلا هم بارها گفته بودم من میرحسین را بعنوان متحد تاکتیکی پذیرفته بودم

حتی رهبریتش را اما بهش اعتقاد نداشتم

آنچه باعث تجدید نظر من شد دو مطلب بود

1-من فردی سکولار هستم اما تروریست نیستم

من به هیچ قیمت حاضر نیستم در کنار تروریستهای پایگاه اشرف قرار بگیرم


2- تندرویهای بیجای همین  منافقین پایگاه اشرف و

توهین علنی به اعتقادات اکثریت مردم ایران(که شیعه هستند) 

موجب شد قضیه بعد مذهبی بگیرد الآن دیگر قضیه را مذهبی کردن و مردم ایرام متعصب اند

و شکست نهضت در این قضیه حتمی است


3- دلیل سوم هم یک قضیه عاطفی هست برخورد آنها دیروز با من تعادل روحی من را بهم ریخت

خیل عظیم جمعیت دیروز و مردانگی رفتار و جوانمردی آنها در عدم ضعیف کشی من را نجات داد 

من دیدم که وقتی یک ریشو یا زن با حجاب را در خیابان وصال دیدیم چه بلایی سرش آوردیم 

اما در روبروی فروشگاه قدس امام حسین با من مدارا کردند

من با جریان سبز همراه شدم برای کسب آزادی اما نه بهر قیمتی1 حتی با متحد شدن مطرودان پایگاه اشرف


در پایان از تمامی دوستانم میخواهم روی بازی شکست خورده سرمایه گذاری نکنند

من این حرف را از روی ترس نمی زنم

من با درایت به این نتیجه رسیده ام دیروز این مردم علنی مرگ بر رفسنجانی می گفتند یعنی قضیه بسیار جدی است

وقتی با این شدت برخورد را شروع کرده اند حتما پیامدهای سختی را باید ببینیم

قضیه بنی صدر و شریعتمداری و کوماه ودمکرات و...  در ایران قابل تکرار است


اما میدونی از اول فرق من با اینها چی بود ؟
مروت و انصاف داشتم

من بیش از 80 نظر در وبلاگها گذاشتم

الان که سر زدم دیدم تنها دو سه تا از نظراتم هست

ترس از واقعیت سانسور می آورد
نظرات من را که زمانی از خودشون بودم را حذف می کنند

در ضمن من کلیه لینگها را حذف کردم

تا لینگهای جدید بگیرم

?افشاری | 10/10/1388 | پیوند | نظر(7)

 
گردآوری از alborznews.net
 


دیروز کنار خیابان روبرو فروشگاه قدس میدان امام حسین وایساده بودم


جمعیت داشتند بر میگشتند


یادم نیست ساعت چند بود اما هوا داشت کاملا تاریک میشد


یک مرد 40-50- ساله که خسته شده بود وایساده بود خستگی در کنه

راهپيمايي پرشكوه عاشورائيان با حضور اقشار مختلف مردم تهران

پلاکاردی هم دست نویس را بالا گرفته  بود 

یکطرفش نوشته بود

مرگ بر معاویه -مرگ بر فائزه

یکطرف هم نوشته بود

تاجر  ورشکسته - برگرد به باغ پسته

ازش پرسیدم منظورت از تاجر ورشکسته کیه؟

پشت پلاکارد را نشون داد(معاویه)

گفتم رفسنجانی را میکی

گفت خودت که گفتی

گفتم اون هم؟

گفت هرکس با ولایت نباشه با ما نیست همه باید پشت سر ولایت حرکت کنند

بغل دست رهبر بودن  یعنی نفاق

گفت اون که از خودتونه

گفت این پلاکارد حرف دل این مردمه

گفتم این نصف جمعیت مخالفاتون هم نیست


ناگهان با عصبانیت دستش را بلند کرد  وگفت حرف تو از روی کینه است

و با مشت زد تو صورتم

گفتم چرا میزنی باز زد تو گردنم  حفیفتش تو اون جمعیت نمی شد زدش فرار کردم مردم متوجه قضیه شدند

همه رفتند اون را گرفتند آقا چرا میزنی گفت می گه جمعیت .منافقاشون دوبرابره

مردم گفتند چراخوب میزنی

گفت دیگه جدل کردن با اینها فایده نداره باید باهاشون برخورد تند بشه


برخورد مردم من را دگرگون کرد

اون جمعیت اگر می خواستند من را له ولورده می کردند

اما خودشون جلوی طرفدارای خودشون را گرفتند


نگه کردم از ظهر تا بحال جمعیت قطع نمیشه آقا رضا هم تلفن زده بود جمعیت خیابان آزادی خیلی زیاده

با خودم گفتم این مردم عصبانی را چه چیزی کشونده اینجا

کار  روز عاشورای ما

درسته که من عقاید مذهبی ندارم اما این همه مردم پس از قرنها هنوز

هرسال برای یک واقعه اینهمه خرج میکنند وگریه میکنندو...

با یک حرکت ما اینگونه عصبی میشوند

اما باز خودشون خودشون را کنترل میکنند

من قدرت مقابله با این مردم را ندارم


 مگر مخالفت ما  از این حکومت  بخاطر عملکرد نادرست نظام نیست


خوب این نظام تا بحال عواملش چه کسانی بودند

این سی ساله میرحسین و هاشمی وخاتمی  وکروبی بودند

این مردم هم با همین افراد مخالفت می کنند من از این سه نفر حمایت میکنم

مگر من به عملکرد حکومت انتقاد ندارم

روسای اجرائی نارضایتی من چه کسانی هستند

مگر خاتمی و هاشمی و میرحسین این مملکت را مفتضح نکردند

اقتصاد مملکت

مردم مسیر را خوب پیدا کردند

مگر عملکرد احمدی نژاد رودرروی عملکرد اینها نیست

پس یک دگرگونی شده


بیش ز این نمی نویسم

اما من دیگر طرفدار جنبش نیستم

و از تمام رفقای خودم می خواهم  از خشم ملت حذر کنند


راهپيمايي پرشكوه عاشورائيان با حضور اقشار مختلف مردم تهران
?افشاری | 10/10/1388 | پیوند | نظر(16)

بدین وسیله از تمامی شما انتظار می‌رود در صورتی که هر گونه مشخصاتی از عکس های ذیل و همچنین هرگونه اخبار و اطلاعاتی اعم از عکس، فیلم، مقاله، خبر، ایمیل و آدرس اینترنتی و یا شکایتی که در خصوص جریان‌های اغتشاش‌طلب (از هر گروه و صنف) که در فضای مجازی اقدام به تحریک فعالیت های مخرب می‌نمایند دارید، از طریق این وبلاگ به اطلاع مرکز بررسی جرائم سازمان یافته برسانید. در صورتی که عکس ها باز نمی شوند و گزینه ی show picture هم اثربخش نیست، لطفا از لینک زیر استفاده نمایید. لینک کمکی برای مشاهده تک تک عکس ها [لینک] . ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰(ترک موتور) ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶ ۲۷ شماره ۲۹ شماره ۳۰ شماره ۳۱ شماره ۳۲ شماره ۳۳ شماره ۳۴ شماره ۳۵ شماره ۳۶ شماره۳۷ شماره ۳۸ شماره ۳۹ شماره ۴۰ شماره ۴۱ شماره ۴۲ شماره۴۳ شماره ۴۴ شماره ۴۵ شماره ۴۶ شماره ۴۷ شماره ۴۸ شماره ۴۹ شماره ۵۰ شماره ۵۱ شماره ۵۲ شماره ۵۳ شماره ۵۴ شماره ۵۵ شماره ۵۶ شماره ۵۷ شماره ۵۸ شماره ۵۹ شماره ۶۰ شماره ۶۱ شماره ۶۲ شماره ۶۳ شماره ۶۴ شماره ۶۵ شماره ۶۶ شماره ۶۷ شماره ۶۸ شماره ۶۹ شماره ۷۰ شماره ۷۱ شماره ۷۲ شماره ۷۳ شماره



نام اینها را برای شناسائی در وبلاگها زده اند اینها را در خانه هایتان محفی کنمید

?افشاری | 9/10/1388 | پیوند | نظر(3)

واقعیت این است که


در روز قدس برخی از نماز گزاران روزه خواری می کردند و با کفش و بدون وضو  و  بی حجاب و...

نماز خواندند اینها را همه دیدند و در رسانه های جهانی انعکاس یافت


برخی از دوستان سبز آن را انکار میکنند

ولی من نه تنها انکار نمی کنم بلکه افتخار می کنم


افتخار میکنم که انسانی آزاده هستم و تقلید از دیگران را جائز نمی شمارم من عقل دارم

درک دارم

شعور دارم

چرا به درک وشعور من اهانت بشود

کسی حق ندارد بجای من تصمیم بگیرد


در مسیر راهپیمائی

در گیری شد 

طرفداران حکومت آش ولاش شدند

شیشه ها شکسته شد

آجرپرانی شد و...


برخی دوستان اینها را تکذیب می کندند

اما من حق خود میدانم فریاد اعتراض خودم را به گوش جهانیان برسانم

در مقابل این اعتراضات برخی همراهان نادان مرا نفوذی وبسیجی و.. میدانند

برای من اهمیت ندارد بعضی افراد هنوز به من توهین میکنند


من تا این توهینها را نشنوم به حقانیت راه خود اطمینان پیدا نمی کنم


ترس من اینست که

             شاید رفتن من مرگ من باشد


سایهء من را خورشید وقت رفتن

                          روی خاک

                                     می گستراند

 شاهد آنست که من از پای خسته مانده ام


در  سرم فکری برای راه وچاهی نیست

           در تنم  قدرت برای انقلابی نیست

                        

                   در دلم شوقی برای رخت کندن هست

ترس من اینست

که شاید رفتن من مرگ من باشد

 ویا در زیر رخسار خسته

پای وامانده

چشم گریان

               چهرهء گرگی که خشمگین است نهان باشد

                                   و یک رنجور بی مایه

                                               چوگرگی

   بهای خون بیمقدار خود را

از درون معدن فولاد می جوید

      پس چگونه رام باشم

                پس چگونه پاک باشم

                         من ِ دیوانه ز کینه

                                من بیگانه ز عزت


       می کشم تا که بمیرد آنکه مقصود من است

              می کشم تا که بمیرد آنکه مقصود من است

?افشاری | 29/9/1388 | پیوند | نظر(23)

نمی دانم چرا ما ملت ایران دوست داریم به ما دروغ بگویند


وقتی با صراحت می گویم جنبش سبز با اسلام گرایی همراه نیست

فحاشی ها !!!!!!!!! شروع میشود


حالا اگر به دروغ بگوئم ما با اسلام هستیم محترمانه با ما بحث می کنند

که ما را محکوم کنند شما با اسلام و امام و آقای خامنه ای  نیستید

خوب  من همین الان اعلام می کنم

1- جنبش سبز یک جنبش اسلامی نیست (ضد اسلام هم نیست) یک چادری یک آخوند هم میتواند بیاید با ما اما حق موضع گیری مذهبی ندارد

2- جنبش با انقلاب اسلامی هم کاری ندارد جنبش یک حرکت ملی بر گرفته از تمام احاد است و انقلاب چون یک حرکت مذهبی بود از نظر جنبش مردود است

3- ما ضدیتی با هیچ  شخص - گروه و کشوری نداریم دلیلی برای دشمن تراشی نداریم

ایران وطن ماست و آمریکا و انگلیس هم دوستان ما بوده اند تا کنون هم از ناحیه این کشورها ما موضع خصمانه ای علیه خودمان ندیدیم

4- جنبش دیگرحرکتهای زیر زمینی ندارد و لزومی به پنهان نمودن آرمان خود ندارد

طیف جنبش گسترده است و شامل هر ایرانی وطن پرست میشود


اقای افشاری میدانید که چرا من بدترین ناسزا ها را به شما گفتم ؟؟؟؟؟؟؟
چون شما را نه مخالف نظام بلکه مخالف با اسلام دیدم ........
من به هر سایت سبزی رفتم ندیدم ضد اسلام باشد ولی خود شما این را میدانید که چنین هستید .......
دلیل بیشتر برای ان که سخت به شما توپیدم ان بود که دیدم شما خبری کذب و احمقانه از سران کفر را در مورد ولی امر مسلمین حضرت ایه الله العظمی خامنه ای در سایت یک وهابی گذاشتید و او را خوشحال کرده و شیعه را خرد کردید
اگر حرف هایی که زدم جملگی غلط است از شما تمنی می کنم که نظر مرا که با ناسزا همراه بود پاک کنید و الا اگر درست است بگذارید باشد که ان لیاقت شما است ........ 

و یا

مرگ بر افشار 

از تو سگ تر ندیدم نه دنبا داری نه عقبی ..........

بدبخت خدا را کم گرفتی .............
و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین ..........
این خطاب خدا به منافقینی همچون شما هستند البته شما منافق هم نیستید بلکه کافر ذمی هستید که یه مش احمق دورت جمع اند ........
للهم العن الافشاری و والدینه العین ابن العین الی یوم الدین .......
اللهم احشرهم مع الکلاب النار ................


اینها وبلاگهای طرفدار رژیم هستند و با فحاشی با من حرف میزنند

امثال این نظرات برای من زیاد آمده

چرا که وبلاگهای دیگر با قدرت من حرف نمیزنند

-------------------------------------

برخی هم از این نظرات را گذاشته اند

عروب

ببین بچه اونی که بهت گفته از این راه وارد بشی اشتباه راهنماییت کرده
چون خیلی ک.چیکتر از اونی که بتونی با حرفای مفتت مثلا به جنبش ضربه بزنی
تو همو رو مثل خودت احمق و ساده فرض کردی 

ویا

شهلا

ببخشید که خیلی رک نظرم رو می دم . به نظر من تو یکی از همون بسیجیها هستی که ماموریت پیدا کردی که بیای از طرف یک جنبشی مزخرف بنویسی .
اما لو رفتی آقا . دیگه تمومش کن.

ویا

نویسنده: راه سبز

ادبيات سايتت را عوض كن و جنبش سبز را كه با خون ده ها شهيد در اين 6 ماه آبياري شده را به بازي نگير


اینها وبلاگهای ضد نظام هستند بخاطرصراحت لحجه به من فحش میدهند


البته بحمدالله

بسیاری از مخالفینم از دو طیف

باورهای مرا درک کرده اند

ضد دین نه بی دین

?افشاری | 26/9/1388 | پیوند | نظر(11)

 

از روز اول آذر برنامه ریزی جدی و دقیقی را برای روز 16آذر شروع کردیم

توی دانشگاه من مسئول محل خودمون شدم

من روی 30-40 نفر حساب باز کرده بودم.

خصوصا ژیلا هم قرار بود  بیاد  خیلی از بچه های محل به عشق اون  می آمدند

توی وبلاگم برنامه های بزرگی را مطرح کردم

تصرف سفارتخانه روسیه و سوریه ولبنان و ونزوئلا  و برزیل و... یکی از اون برنامه ها بود

چنان بازار داغ شده بود که یقین داشتیم کار رژیم را روز 16 آذر می سازیم

ژیلا یکی از دوستان دوران دبیرستانش را هم که ازدواجی ناموفقی هم داشته همراهش می آورد

با این حساب جمعیت ما باید بیش از حد انتظارمون میشد

جمعه روز عرفه بود اکثرا طرفدارای رژیم میرفتند مراسم دعای عرفه .سرشون گرم کار خودشونه

اون روز را قرار گذاشتیم بریم لواسان باغ بابام

کلید رااز مامی جون گرفتم بهش گفتم کسی اونجا نیاد به همه بروبچه هاهم گفتم خودشون بطور پراکنده بیایند و تا قبل از ساعت 2 بعداز ظهر اونجا جمع باشند

اسم رمز ورود به باغ را هم تعیین کردم  (ژیلا رفته دعای عرفه)

واقعا خوشحال بودم اگر همین جوری پیش بریم جمعیت زیادی را من میبرم

اگر من50نفر ببرم جمعیت ما به2000 نفرهم میرسه این جمعیت درخبرگزاریها انعکاس میلیونی داره واقعا شاهکار میشه!

 خیلی ذوق زده شدم حالم وصف ناشدنیه ماتا آخرای شب اونجا سرگرم کاربودیم

وبرنامه ریزی های خود را انجام دادیم

 ژیلا و دوستش نازی به عنوان  سرگروه نیروها را شناسائی و توجیه کردند  و برنامه شون را  برای ملاقاتهای بعدی  تا قبل از 16 آذر اعلام کردند

چندتا از بچه هایی که جدید اومده بودند قول دادند دوستاشون را هم بیارند

بعد از اتمام جلسه  برای عادی سازی  چندتا چندتا از باغ خارج شدیم

جزو آخرین نفرها من با ژیلا از باغ خارج شدیم

واقعا عالی بود از ذوقم ژیلا را بوسیدم خیلی ممنون ژیلا بودم همه این کارها را ژیلا کرد اگر اون و دوستش نبودند این کار انجام نمی شد البته منطقه ما هم منطقه خوبی هست همه فرهنگ آپارتمان نشینی دارند همسایه ها کاری به کار هم ندارند کسی فضولی کسی دیگر را نمی کنه

به همین خاطر دخترا راحت تر می تونند فعالیتهای اجتماعی انجام بدهند

چه برسه به ما پسرها منطقه لوکس نشین همین محاسن را هم داره

حالا من 16آذرعینهو توپ صدا می کنم  آرش و کیانوش امکان نداره بتونند این جمعیت را بیارند اونها خیلی کل کل دارند البته بین خودشون چون منو قاطی آدمها حساب نمی کنند این بار را کورخوندند میزنم رودستشون روشون کم میشه

بگذریم  جلسه اون روز خیلی خوب تموم شدقرار ملاقاتهای بعدی هم بخوبی انجام شد همگی بچه ها با انگیزه بالایی وارد شده بودند هرروز ژیلا و نازی می اومدند وگزارش نیروهای جدید را میدادند

فکرنکنم میرحسین عوضی که اینقدر براش هوار میزنیم  جربزه منوداشته باشه

باور کنید آدم احساس خوبی بهش دست میده آدم را قدرتمند نشون میده

گزارش کار به بچه های دفتر دادم اونها هم باورشون نمیشد من به تنهایی صدتا نیرو جذب کنم البته آرش خیلی حرصش گرفته بود اما بروز نمیداد

فقط نتونست طاقت بیاره توی همون جمع به من گفت تو این کاره نیستی

خداجونم چه میشه هرچه زودتر16آذربشه حال آرش رابگیرم احمق عوضی خیلی نامرده !!

خدا جون من خودم هم قبول دارم که اینقدر توان نداشتم اگر ژیلا جون کمکم نمیکرد حتم داشتم این همه نیرو را من نمیتونستم جمع کنم

جمعه بیشترین کار را داشتیم با تمام نیرو ها بایستی هماهنگ میکردیم

من شرمنده ژیلا بودم واقعا که یک تنه تمام نیروها را جمع وجور میکرد

انصاف نیست اینها همه اش به نام من تموم بشه حتما باید اون را بعنوان نیرویی زبده معرفی کنم گرچه معاونت من هم براش کم چیزی نیست

اما یک اتفاق افتاد که انتظارش نمیرفت

یکی از نیروهای نازی پسربچه ای 16 ساله بوده که مادرش موضوع ارتباطش با نازی را می فهمه بچه هم که دهنش لق بوده تمام ماجرا را واسه مادرش تعریف میکنه مادره هم موضوع را به بابا میگه بابا که از اون مزدورهای بسیجی بوده بسیج را در جریان میگذاره

بالاخره نازی لو میره

گرچه نازی مردانگی نشون میده و چیزی نمیگه اما نیروهاش که جریان را فهمیدند از ترس لو رفتن  متلاشی میشند

اینجا وظیفه من بود که کاری بکنم به ژیلا گفتم نیروهای نازی هم تحت فرماندهی تو عمل کنند نمیدانید وقتی کلمه فرماندهی تمام نیروها را شنید چه لذتی برد

از شوقش منو بغل کرد و از من تشکر کرد بلافاطله smsزدم به نیروها که تحت فرماندهی واحد ژیلا هستند اتفاقا نیروهای نازی هم از این قضیه استقبال کردند نازی رفتارش با نیروهاش دوستانه تر بود نازی خیلی جدی بود باورش شده بود که فرمانده است

گویا همه چیز دوباره داشت درست میشد

صبح 16آذردر خیابان جیحون قرار ملاقات گذاشتیم البته پراکنده قرار بود هر کدام از ما یک بسته پفک یا یک پاکت میوه دستش باشه  و هر چند دقیقه یکبار از این دست به اون دستش بده

طبق محاسبه من حداقل صدنفر بایست می آمدند عادی سازی این جمعیت کار سختی بود گرچه آنجا منطقه دوری بود

 بقیه ادامه مطلب

( ادامه مطلب )


?افشاری | 21/9/1388 | پیوند | نظر(57)

دفاعیات میرحسین موسوی در دادگاه + عکسها و تصاویر دادگاه

متن کامل اعترافات مهندس موسوی خطاب به قاضی دادگاه



بالاخره بعد از ابطحی، عطریانفر و سعید حجاریان نوبت به میرحسین موسوی رسید تا در دادگاه حاضر بشود و از خود در برابر اتهامات وارده دفاع کند.

آقای موسوی ضمن پذیرفتن اتهامات وارده به عنوان آخرین دفاع لحظاتی از وقت دادگاه را به خود اختصاص دادند و اینگونه از خود دفاع کردند:

متن کامل دفاعیات آقای میرحسین موسوی

چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی؟ من بی دفاعم.

من شریف تربیت شدم. من شریف بزرگ شدم. نه کسی منو میشناخت، نه کسی بنده رو میدید. اصلا 20 سال بود که کسی به من محل نمی ذاشت. نه ثروت مند بودم ونه هیچ چیز دیگر. تا اینکه ثروتمندان دور من را گرفتند.

همه سهم من از زندگی کار فرهنگی بود و یک زن قرآن پژوه و روشنفکر.

من ساده بودم. من همه چیز رو باور میکردم. من با هیچ مخالفت نمیکردم. سرم به کار خودم بود و شریف بودم. به من گفتند: کاندید بشوی حتما رای می آوری. من هم باور کردم. گفتند: اگر رای نیاوردی یعنی در انتخابات تقلب شده است. بازهم باور کردم.

من نمیخواستم کاندید بشوم، من نمیتونستم رئیس جمهور باشم، من نمیتونستم اصلاح طلب باشم، من نمیخواستم شعار اصول گرایی بدهم. من مقاومت کردم تا حد توانم، اما توانم کم بود.

بنده ضعیف بودم. برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران. و من به همه احترام میگذاشتم، من به همه احترام میگذاشتم و من شروع کردم به بازی کردن، شروع کردم به سرگرم شدن و بعضی وقتها یادم رفت که کجام و همه ی اینهایی که میگند مال من نیست، حق من نیست و من اشتباهیم...

تقصیر من بود، تقصیر دیگران هم بود.

اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم بر نداشتم. من هیچ چیزی رو توی جیبم نذاشتم، من از سهم کسی نزدم. من فقط اشتباهی بودم.

خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم، خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم. من فقط اشتباهیم.

چه دفاعی از خودم بکنم؟ من بی دفاعم.

حالا من مانده ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم.

جناب قاضی من از هیچکس توقعی ندارم...

خدایا تو منو ببخش...



لازم به ذکر است که بعد از پخش دفاعیات آقای موسوی از رسانه ملی، آقای ضرغامی طی نامه ایی از مهران مدیری به خاطر تاثیر گذار بودن سریال مرد هزار چهره تشکر و قدردانی کرد و افزود: ای کاش سایر نخبگان سیاسی با درس گرفتن از سریال آموزنده مرد هزار چهره از لجبازی دست بر می داشتند و ملت را از اعترافات خود شاد و خوشنود می ساختند.

?افشاری | 9/9/1388 | پیوند | نظر(2)

انتشار یك سند تاریخی برای اولین بار

نامه ای برای تبرئه متهمان انفجار نخست وزیری

محمد مهدی اسلامی


او همچنین دستور می‌دهد تا متهمین كنار هم باشند كه علی‌رغم توضیح در این خصوص كه موارد اتهامی‌اینها یكی است و هنوز تحقیقات تمام نشده و دادگاه نیز در پیش است و این امر می‌تواند باعث تبانی شده و در روند رسیدگی اخلال ایجاد كند، او تأكید می‌كند كه این دستور همین امشب انجام گردد كه این امر موجب اعلام استعفای مسئولین پرونده می‌شود و خوئینی‌ها نیز با ابراز این كه تاكنون با شما مماشات كرده‌ام، می‌گوید همین فردا تكلیف شما را روشن می‌كنم. همزمان رازینی به نقل از آقای منتظری اعلام می‌كند كه قائم مقام (وقت) رهبری گفته‌اند اگر چیزی نیست، آزاد كنید! این اقدامات اما مورد انتقاد برخی مسئولین وقت شورای عالی قضایی قرار می‌گیرد كه خواستار ادامه تحقیقات و تعیین تكلیف پرونده‌ها در دادگاه شده بودند. اما سرانجام پرونده كه بارها با فشارهایی مواجه گردیده بود، متوقف گردید.

 

رجانیوز: پس از درج گزارشی پیرامون فراز و فرود رهایی متهمین انفجار نخست وزیری از مجازات در سایت؛پیام هایمكرر خوانندگان سایت حاكی از علاقه‌مندی افكار عمومی در خصوص پرداختن دقیقتر و كامل‌تر به این پرونده بود.

یكی از سؤالاتی كه برای بسیاری از خوانندگان مطرح گردیده، پیرامون نامه شهادت بر برائت متهمین توسط برخی مسئولین وقت به امام و دستور‌ایشان بود. بررسی‌این نامه از آن رو حائز اهمیت است كه با گذشت بیش از 23 سال و تغییر دیدگاه بسیاری از سیاسیون، امضا كنندگان آن در انتخابات اخیر و حوادث پس از آن مواضعی بسیار مشابه اتخاذ كردند و به عبارت دیگر نمایانگر ریشه‌های فكری مشترك میان تبرئه كنندگان متهمین شهادت شهیدان رجایی و باهنر و طیفی از اغتشاشگران امروز است.

البته بنا نداریم كه تمام امضا كنندگان این نامه را كه قطعاً اقدامی منطقی نیست ـ‌ متهم سازد بلكه با یادآوری یك سند تاریخی ، خوانندگان محترم را به قضاوت دعوت می كند .

توضیح داده شد كه پرونده انفجار نخست وزیری توسط گروهی به مسئولیت بهزاد نبوی خارج از روال قانونی و قضایی تحت بررسی قرار گرفت؛ با حساسیت قوه قضائیه و انحلال‌این كمیته، در اولین مراحل تحقیق گروه، نبوی مورد سوءظن بازپرس ویژه قرار می‌گیرد و به دستور وی، این گروه منحل و بعضی از اعضای آن بازداشت می‌گردند. اما بهزاد نبوی با برخورداری از اهرم‌های فشار گوناگون توانست مانع از رسیدگی كامل به پرونده گردد. یكی از پشتیبانان او در این عرصه، موسوی خوئینی‌ها بود. او مانع از بازجویی از حجاریان و نبوی می‌گردد و حتی آنگونه كه برخی از حاضران نقل می‌كنند، خوئینی‌ها با جعبه شیرینی به دیدن متهمین می‌رود و آنها را دعوت به استقامت كرده و از رهایی نزدیك آنها خبر می‌دهد.

او همچنین دستور می‌دهد تا متهمین كنار هم باشند كه علی‌رغم توضیح در این خصوص كه موارد اتهامی‌اینها یكی است و هنوز تحقیقات تمام نشده و دادگاه نیز در پیش است و این امر می‌تواند باعث تبانی شده و در روند رسیدگی اخلال ایجاد كند، او تأكید می‌كند كه این دستور همین امشب انجام گردد كه این امر موجب اعلام استعفای مسئولین پرونده می‌شود و خوئینی‌ها نیز با ابراز این كه تاكنون با شما مماشات كرده‌ام، می‌گوید همین فردا تكلیف شما را روشن می‌كنم. همزمان رازینی به نقل از آقای منتظری اعلام می‌كند كه قائم مقام (وقت) رهبری گفته‌اند اگر چیزی نیست، آزاد كنید! این اقدامات اما مورد انتقاد برخی مسئولین وقت شورای عالی قضایی قرار می‌گیرد كه خواستار ادامه تحقیقات و تعیین تكلیف پرونده‌ها در دادگاه شده بودند. اما سرانجام پرونده كه بارها با فشارهایی مواجه گردیده بود، متوقف گردید. در این میان 61 تن از وزرا، نمایندگان و مسئولین توماری به دفاع از متهمین امضا می‌نمایند و به محضر حضرت امام(ره) ارسال می‌نمایند و همزمان 62 نماینده مجلس نیز به قوه قضائیه تذكر داده و خواستار پیگیری جدی پرونده نخست وزیری می‌شوند.

این طومار و تذكر مورد توجه رسانه‌ها قرار می‌گیرد و متعاقب ارسال تومار به حضرت امام، ایشان آیت‌الله اردبیلی، رئیس وقت شورای عالی قضایی، موسوی خوئینی‌ها دادستان وقت كل و دادستان وقت انقلاب تهران را به حضور می‌طلبند. آن‌گونه كه گفته شده است، حضرت امام در آن جلسه بسیار عصبانی بوده‌اند و پس از استماع گزارش‌ها و تأكید موسوی‌خوئینی‌ها به این كه «به پرونده رسیدگی نمودیم و مسئله خاصی در پرونده‌ها وجود ندارد»، دستوری می‌دهند كه دوگونه نقل شده است. برخی نظر امام را این گونه می‌دانند كه ایشان به دلیل شرایط جنگی كشور و بحران‌هایی كه به سبب اختلافات حاصل از این پرونده پدید آمده بود، فرموده‌اند: «فعلاً مسكوت بماند.» برخی دیگر نیز مدعی‌اند كه امام فرمودند كه «متهمین را آزاد و پرونده را مختومه نمایید.» دادستان انقلاب تهران بلافاصله دستور امام مبنی بر آزادی متهمین را اجرا می‌كند اما درباره روند قضایی پرونده و این‌كه دستور امام مسكوت ماندن یا مختومه شدن آن است اختلافی پدید می‌آید. سرانجام موسوی خوئینی‌ها خود مصاحبه كرده و از قول امام خبر از مختومه شدن پرونده می‌دهد.

جملات امام در آن جلسه اما از سوی خوئینی‌ها در محافل به گونه‌ای نقل می‌گردد كه مورد انتقاد دیگر حضار قرار می‌گیرد. نكته جالب‌اینجا است كه به رغم حساسیت بالای‌این جلسه و علی رغم تلاش متهمین برای نسبت دادن مختومه شدن پرونده به امام، جملات امام در صحیفه نور درج نمی‌گردد. ‌این اقدام با توجه به حضور چهره‌های نزدیك به خوئینی‌ها در مجموعه تدوین كننده صحیفه نور، می‌تواند دو گونه تأویل گردد، یا با استناد به‌ این‌كه ‌این سخنان محرمانه بوده است، از درج آن خودداری شده تا نسخه مخدوش خوئینی‌ها همچنان مستند بماند و یا امام برای جلوگیری از بالا گرفتن دوباره اختلافات، دستور به عدم انتشار واقعیت آن جلسه داده‌اند. اما در خردادماه سال گذشته «عصرنو»، نشریه داخلی سازمان مجاهدین انقلاب در مقاله‌ای كه تلاش می‌نمود اعضای‌این سازمان را از اتهامشان در پرونده مبرا نماید؛ جملاتی را به امام نسبت داد كه طبق حكم صریح امام مسموع نیست؛ بنیانگذار كبیر انقلاب در نامه‌ای در پاسخ به سؤال فرزندشان فرموده بودند:

«مع الأسف در حالى كه من زنده هستم بسیارى از مطالب كه از طرف بعض اشخاص یا بعض گروه‌ها در نوشتار و گفتارها به من نسبت مى‏دهند، برخلاف واقع است. امروز كتاب‌ها و رساله‏هاى فراوانى چاپ یا در دست چاپ است كه عامداً یا اشتباهاً براى دروغ پردازى و تاریخ سازى بنا شده است. باید ملت عزیز بدانند كه میزان در صحت آنچه به من نسبت داده شده است و مى‏شود نوشته‏هاى خود من و گفته‏هاى من كه ضبط شده است و گفته‏هاى من در زمان حیاتم در روزنامه‏هاى كثیرالانتشار مى‏باشد و یا به شهادت دو نفر عادل از اهل علم، خالى از گرایش به احزاب یا گروههاى سیاسى ثابت شود. و قید آخر براى آن است كه بعض اشخاص سیاسى براى مقاصد خویش توجیه دروغ را مى‏نمایند، گر چه به حسب ظاهر موصوف به دیانت باشند. به خداى تبارك و تعالى پناه مى‏برم از شرّ شیطان و نفس اماره ... روح‌اللَّه الموسوى الخمینى.» با پایان نیافتن‌این رویه، سید احمد خمینی نامه مجددی به پدر می‌نویسد كه گاه جراید و بولتنها، سخنان شما را متفاوت نقل كرده‌اند، در‌این موارد چه باید كرد و با تذكر‌ این‌كه «این تردید در جایى است كه دسترسى به صدا و خط حضرتعالى نیست و این هم بسیار است چرا كه خیلى وقت‌ها است كه صحبت‌هاى جنابعالى را من و یا یكى دیگر از دوستان مى‏نویسیم و بعد از تصویب شما به مطبوعات و غیره مى‏دهیم، چه كسى باید تشخیص دهد آن جمله از حضرتعالى است یا نه؟» همچنین می‌پرسد كه مسئله دیگر این است كه تكلیف نامه‏ها و نوشته‏ها و پیام‌ها و فیلم و نوارها و اشعارتان كه بطور كلى منتشر نشده است و در بایگانى دفتر موجود است را هم روشن بفرمایید.
و امام پاسخی می‌دهند كه تشخیص آن را منحصر به فرزندشان می‌كنند «از آنجا كه شما را بحمداللَّه تعالى در مسائل سیاسى و اجتماعى صاحبنظر مى‏دانم و در تمامى فراز و نشیبها در كنار من بوده‏اى و هستى و با صداقت و كیاست امور سیاسى و اجتماعى اینجانب را متصدى هستى، لهذا شما را براى تنظیم و تدوین كلیه مسائل مربوط به خود- كه بسا در رسانه‏هاى گروهى اختلافات و اشتباهاتى رخ داده است- انتخاب مى‏نمایم. و از خداوند متعال، كه حاضر و ناظر است، توفیقات شما را خواستارم. امید است با صرف وقت و دقت نظر این امر را به پایان برسانى.»

اما در یك تخطی آشكار از‌ این رویه، بدون آنكه مورد انتقاد مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی - كه قائم مقام آن آقای انصاری در انتخابات اخیر بارها به موارد بسیار سطحی‌تر از ‌این كه علیه میرحسین موسوی بود واكنش نشان داده بود- قرار گیرد، در مقاله مذكور در ارگان‌ این سازمان، متنی به امام منصوب می‌گردد كه‌ اینگونه آغاز می‌گردد «علت اینكه آقایان را زحمت دادم این بود كه نامه‌ای را عده‌ای از آقایان برای من نوشته و فرستاده‌اند كه شهادت داده‌اند ما این افراد را می‌شناسیم و تأیید می‌كنیم و مسئله این نیست كه چند نفر را بگیرند و محكوم كنند، بلكه قضیه این است كه افراد مؤمن به انقلاب و جمهوری اسلامی را كنار بزنند و افرادی كه مخالفند كم كم روی كار بیایند... » و در ادامه می‌نویسد كه پس از توضیحاتی كه اعضای حاضر در جلسه دادند، حضرت امام دو دستور می‌دهند. یكی اینكه «این پرونده باید خاتمه داده شود». و دیگر اینكه «این افراد را من خودم باید درباره شان تحقیق كنم ...».

یكی از متهمین‌این پرونده در مصاحبه‌ای در دفاع از خود به سخنان امام استناد می‌كند و مأخذ آنرا متنی اعلام می‌كند كه موسوی خوئینی‌ها در اختیار آنها قرار داده است. گویا‌این متن منتشر شده همان متنی است كه خوئینی‌ها منتشر نمود و مورد اعتراض حضار در جلسه قرار گرفت. اما آنچه مسلم است یكی از دلایل دستور امام (چه مسكوت ماندن باشد و چه خاتمه)، نامه 60 مسئول به‌ایشان و شهادت بر بیگناهی متهمین بوده است. در متن‌این نامه كه با امضای سید محمد خاتمی‌وزیر وقت ارشاد آغاز و با امضای عبدالكریم سروش خاتمه می‌یابد، پس از مقدماتی آمده است « تا به امروز بیش از چند ماه است كه جمعی از برادران مخلص و متعهد به اسلام و جمهوری اسلامی‌و از جمله یاران شهید رجایی كه هر یك از ما یك و یا چند نفر از آنان را می‌شناسیم، به اتهاماتی یكسر بی اساس و واهی و دردآور و زبانمال لال آنهم به خونخواهی آن شهید بزرگوار به بند كشیده شده‌اند [...] تا به امروز بنا به حرمت و حفظ شئونات قوه محترم قضائیه كلامی‌ابراز نكردیم ولی هنگامی‌كه مسئله از حد خواص ناگهان به صفحه اول روزنامه داخل كشور كشیده می‌شود و به دنبال آن دستاویز و خوراك برای رادیوهای بیگانه فراهم می‌كند، ناچار از بازگو كردن‌این درد شدیم و تقاضای امعان نظر عاجل داریم [...]» فارغ از‌اینكه در ابتدای امر برخی از دوستان همین جریان به بیگناهی كشمیری نیز شهادت داده بودند؛ ادعای بیگناهی آنها در میان امضای تك تك آنها نیز تنها منحصر به چند متهم است اما آن را به كل متهمان تعمیم داده‌اند.

جملات امضا كنندگان نامه نیز،‌اینك پس از فرو افتادن نقاب نفاق از چهره برخی از متهمین، بسیار پند آموز است. به عنوان نمونه محمد‌هاشمی، ریاست وقت صدا و سیما، و از مؤسسین حزب كارگزاران در شهادت خود برای امام از 2 متهم نوشته است او نخست درباره محسن سازگارا یادآوری كرده است كه او را از سال 1355 می‌شناسد و با ذكر صفاتی همچون جوانی پرجوش و خروش، متعهد و متدین و علاقه مند به انقلاب اسلامی‌ و كاملاً مؤمن به اهداف آن اظهار می‌دارد از هر نوع وابستگی ا‌یشان را مبرا می‌دانم، اتهام مذكور برای‌ایشان بسیار ناروا و ناجوانمردانه است. «برادر اكبر‌هاشمی‌رفسنجانی در ادامه در تبرئه خسرو تهرانی نیز می‌نویسد» از آبان‌ماه 1359 در نخست وزیری با ‌ایشان آشنا شدم، همانند آقای سازگارا از جوانان متدین، مسلمان و علاقه مند به اسلام و انقلاب اسلامی ‌[...] كوچكترین اثری كه بتوان در ‌ایشان حتی شك نمود دیده نشده است.» البته همه امضاكنندگان یك سیاق را اتخاذ نكرده‌اند، به عنوان نمونه حسین نمازی كسی را تبرئه نكرده و تنها خواستار دقت در روش رسیدگی شده است تا هتك حرمت صورت نگیرد، اما مرتضی الویری كل متهمین را یكجا تبرئه كرده و می‌نویسد: «اگر جمله انقلاب فرزندان خود را می‌خورد تنها یك مصداق در كشور ما داشته باشد، بدون تردید مصداقش همین عزیزان هستند...» در‌این میان عناصری كه به مكانیسم دستگاه قضا آشنا بودند، بدترین مواضع را به لحاظ حقوقی اتخاذ كردند.

اسدالله بیات، خواستار فیصله پرونده در اسرع وقت می‌شود و در ذیل نامه به امام می‌نویسد: «با توجه به شناختی كه از اكثریت‌این برادران از نزدیك دارم و تعهدی كه به اسلام و امام و انقلاب اسلامی‌دارند، مناسب است قوه قضائیه سریع و قاطع مسئله را فیصله داده و افراد خدوم و صادق را مورد تشویق قرار داده تا مردم از خدمات آنها بهره‌مند گردند»، دری نجف آبادی نیز بر حسب‌اینكه یكی از متهمان را 3 الی 4 سال می‌شناسد و‌ اینكه عده‌ای كه از نظر او متعهد و مؤمن هستند، دخالت آن فرد را در‌این جنایت هولناك بعید می‌دانند، به تبرئه او دست یازیده است.

اما طنزترین بخش نامه، شهادت بهزاد نبوی است كه خود در ردیف متهمین است. او اتهام وارده را از سوی بی‌بی‌سی و «عمال و اذناب داخلیش عنوان می‌كند و متهمین را نزدیك ترین و صدیق ترین یاران رجایی شهید می‌نامد.
از دیگر امضا كنندگان‌این نامه كه امروز چهره‌های شناخته شده‌ای هستند، می‌توان به علی اكبر محتشمی، روغنی زنجانی، شافعی، زالی، سرحدی زاده، عابدی جعفری، عطاءالله مهاجرانی،‌هادی غفاری، محسن صفائی فرهانی، مصطفی تاج زاده، كمال خرازی، مرتضی حاجی و ... اشاره كرد. جالب‌اینجا است كه امضا كنندگان‌این نامه را می‌توان به چند دسته تقسیم كرد.

حامیان نشاندار منتظری، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب، اعضای مجمع روحانیون مبارز و افرادی كه اگرچه آن روز عضو تشكلی نبودند اما در آینده از مؤسسین و حامیان اصلی احزاب كارگزاران و مشاركت گردیدند.

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور محترم حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی

رهبر كبیر انقلاب اسلامی مد ظله‌العالی علی رئوس المسلمین

با سلام و آرزوی سلامت و طول عمر پربركت برای آن وجود مقدس و پیروزی هرچه سریعتر جندالله بر بعثیان عفلقی و توفیق روزافزون برای خادمان با سلام از درگاه احدیت جل جلاله، اینجانبان امضا‌كنندگان زیر به لحاظ شرایط سرنوشت‌ساز حاكم بر جمهوری اسلامی بر آن شدیم كه از سر صدق درد خود پیش دردآشنای جهان اسلام بریم تا ان‌شاء‌الله درمانی درخور حكومت حق مقرر گردد.

تا به امروز بیش از چند ماه است كه جمعی از برادران مخلص و متعهد به اسلام و جمهوری اسلامی و از جمله یاران شهید رجایی كه هر یك از ما یك یا چند نفر از آنان را می‌شناسیم به اتهاماتی یكسر بی‌اساس و واهی و دردآور و زبانمان لال، آن‌هم به خونخواهی آن شهید بزرگوار، به بند كشیده شده‌اند.

شاید مشكلات و مصائبی كه هر روز در ابعاد گوناگون فراروی انقلاب اسلامی قرار می‌دهند مانع از آن گردیده كه به روند حذف تدریجی و آرام نیروهای مخلص و مؤمن و تلاشگر برای جمهوری اسلامی كه به صور مختلف اسیر خط‌بازی‌ها و برچسب‌ها و تله‌های گوناگون می‌گردند، توجه كافی مبذول گردد و این حركات در لابه‌لای مسائل روز به نحوی چهره پنهان می‌كند، ولی آیا همچنان بی‌دفاع گذاردن برادرانی كه یكسر در مسئولیت‌های مختلف فارغ از این حركات سرگرم خدمت و مبارزه در سنگرهای مختلف جمهوری اسلامی هستند، تا كجا می‌تواند ادامه یابد؟

ما هم‌اكنون مشاهده می‌كنیم كه نیروهای مؤمن و انقلابی جوان كشور، مضطرب و نگران چگونگی برخورد با این مسئله هستند و از كنار هم قرار دادن مسائلی از این دست و توقعی كه از نظام جمهوری اسلامی ایران دارند، جویای تكلیف‌اند؟
مطلب صرفاً بر سر این برادران مخلص نیست كه در راه دوست هر آنچه كه رسد نیكوست و از ادعای دوستی تا به دوست رسیدن هزاران وادی، نگرانی اینجاست كه ابعاد و پیامدهای این اتفاقات صدمات جبران‌ناپذیری به جمهوری اسلامی وارد آورد.
تا به امروز بنا به حرمت و حفظ شئونات قوه محترم قضائیه كلامی ابراز نكردیم، ولی هنگامی كه مسئله از حد خواص ناگهان به صفحه اول روزنامه داخل كشور كشیده می‌شود و به دنبال آن دستاویز و خوراك برای رادیوهای بیگانه فراهم می‌آید ناچار از بازگو كردن این درد شدیم و تقاضای امعان نظر عاجل داریم كه ان‌شاء‌الله خداوند عاقبت ما را ختم به خیر كند و از نعمت دعای حضرت امام بهره‌مند سازد وما النصرالله من عندالله. والسلام علیكم و رحمت الله و بركاته


1- سیدمحمد خاتمی وزیر ارشاد اسلامی
2- محمدرضا آیت‌اللهی وزیر معادن و فلزات
3- علی‌اكبر محتشمی وزیر كشور
4- مسعود زنجانی وزیر برنامه و بودجه
5- غلامرضا شافعی وزیر صنایع
6- عباسعلی زالی وزیر كشاورزی
7- ابوالقاسم سرحدی‌زاده وزیر كار و امور اجتماعی
8- حسن عابدی جعفری وزیر بازرگانی
9- بهزاد نبوی وزیر صنایع سنگین
10- محمدتقی بانكی وزیر نیرو
11- حسین نمازی وزیر سابق اقتصادی و دارایی
12- محمدعلی نجفی وزیر سابق فرهنگ و آموزش عالی
13- محمد میرصادقی وزیر سابق كار
14- محمدشهاب گنابادی وزیر سابق مسكن و شهرسازی
15- سیدمصطفی هاشمی مشاور نخست‌وزیر و وزیر سابق صنایع
16- هادی منافی معاون نخست‌وزیر و وزیر سابق بهداری
17- عطاالله مهاجرانی معاون نخست‌وزیر
18- طهماسب مظاهری معاون نخست‌وزیر و سرپرست بنیاد مستضعفان
19- محسن نوربخش رئیس كل بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران
20- اسدالله بیات نماینده مجلس شورای اسلامی
21- صادق خلخالی نماینده مجلس شورای اسلامی
22- عباس دوزدوزانی نماینده مجلس شورای اسلامی
23- احمد عزیزی نماینده مجلس شورای اسلامی
24- سیدعباس موسوی نماینده مجلس شورای اسلامی
25- فخرالدین حجازی نماینده مجلس شورای اسلامی
26- مرادعلی احمدی نماینده مجلس شورای اسلامی
27- اكبر حمیدزاده نماینده مجلس شورای اسلامی
28- عبدی محمد میرزایی نماینده مجلس شورای اسلامی
29- هادی غفاری نماینده مجلس شورای اسلامی
30- جعفر سعیدیان نماینده مجلس شورای اسلامی
31- قربانعلی دری نجف‌آبادی نماینده مجلس شورای اسلامی
32- قاضی‌زاده هاشمی نماینده مجلس شورای اسلامی
33- غلامحسین نادی نماینده مجلس شورای اسلامی
34- سیدابوالحسن حائری‌زاده نماینده مجلس شورای اسلامی
35- محمدعلی هادی نماینده مجلس شورای اسلامی
36- سیدمحمدكاظم موسوی بجنوردی نماینده سابق مجلس و رئیس بنیاد دایره‌المعارف بزرگ اسلامی
37- محمد هاشمی مدیرعامل صداوسیما
38- محسن صفایی فراهانی معاون امور دفاعی وزارت صنایع سنگین
39- ابوالقاسم جمشیدی معاون اقتصادی و بازرگانی وزارت صنایع
40- محمد باقریان معاون وزیر صنایع سنگین و رئیس هیأت عامل سازمان گسترش
41- حسن رمضانپور معاون طرح و برنامه وزارت صنایع سنگین
42- ناصر رضایی معاون اداری و مالی وزارت صنایع سنگین
43- مسعود كرباسیان معاون اقتصادی و بازرگانی وزارت صنایع سنگین
44- سیدعبدالواحد موسوی معاون وزارت ارشاد اسلامی
45- سیدمصطفی تاج‌زاده معاون وزارت ارشاد اسلامی
46- صباح زنگنه معاون وزارت ارشاد اسلامی
47- محمدامین سازگارنژاد معاون وزارت كشاورزی
48- حسین فاضل معاون وزارت كشاورزی
49- بهروز ماكویی معاون وزارت كشاورزی
50- سیدحسن طباطبایی معاون وزارت كشاورزی
51- محمد هندی معاون وزارت برنامه و بودجه
52- مرتضی الویری معاون وزارت برنامه و بودجه
53- مهدی سیداصفهانی معاون وزارت صنایع سنگین
54- زرهانی معاون وزارت آموزش و پرورش
55- اسماعیل حبیب‌الله‌زاده مشاور وزیر صنایع سنگین
56- سیدكمال خرازی رئیس خبرگزاری جمهوری اسلامی و تبلیغات شورای عالی دفاع
57- مرتضی حاجی استاندار مازندران
58- تقی امانپور عضو جهاد سازندگی
59- محمد جعفری عضو دفتر تبلیغات

60- عبدالكریم سروش محقق و استاد دانشگاه و عضو سابق ستاد انقلاب فرهنگی

اسامی زیر جزو 60 نفری هستند كه نامه محرمانه به امام(ره) درخصوص شهادت بر بیگناهی متهمان پرونده انفجار نخست وزیری را به امضا رساندند.

این نامه با امضای سیدمحمد خاتمی آغاز و با امضای عبدالكریم سروش خاتمه می‌یابد.

در این بخش اسامی افراد و بعضاً جملاتی كه در تبرئه متهمین نوشته‌اند، می‌آید كه البته در برخی از موارد به دلیل ناخوانا بودن متن در سند اصلی، از كروشه استفاده شده است.

1- سرحدی زاده، وزیر كار و امور اجتماعی
2- اسدالله بیات، نماینده مجلس (با توجه به شناختی كه از این [...] از نزدیك دارم و تعهدی كه به اسلام و امام و انقلاب اسلامی دارند، مناسب است قوه قضائیه سریع و قاطع مسئله را فیصله داده و افراد خدوم و صادق را مورد تشویق قرار داده (تا مردم) از خدمات آنها بهره‌مند گردند.
3- احمد عزیزی، نماینده مجلس
4- سیدعباس موسوی، نماینده مجلس
5- محسن صفایی فراهانی، معاون امور دفاعی وزارت صنایع سنگین
6- ابوالقاسم جمشیدی، معاون اقتصادی و بازرگانی وزارت صنایع
7- محمد باقریان، معاون وزیر صنایع سنگین و رئیس هیأت عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران
8- حسن رمضان‌پور، معاون طرح و برنامه وزارت صنایع سنگین
9- صادق خلخالی، نماینده مجلس
10- بهروز ماكوئی


بسمه تعالی
تا آنجایی كه این حقیر از برادران خسرو تهرانی و محمد رضوی شناخت دارم، افرادی به دور از هرگونه خدعه و نیرنگ می باشند و همواره در تحقق عالی اسلامی كوشا بودند.
11- ناصر رضایی، معاون اداری و مالی وزارت صنایع سنگین
12- مسعود كرباسیان، معاون اقتصادی و بازرگانی وزارت صنایع سنگین
13- محمد هاشمی، مدیرعامل صدا و سیما

بسمه تعالی
اینجانب محمد هاشمی با دو نفر از آقایان كه در اتهام و در حال حاضر در بند به شرحی كه ذكر می‌شود، آشنایی دارم:
1- آقای محسن سازگارا. ایشان را از سال 1355 می‌شناسم. جوانی پرجوش و خروش، متعهد و متدین و علاقه‌مند به انقلاب اسلامی و كاملاً مؤمن به اهداف آن. از هر نوع وابستگی‌ ایشان را مبرا می‌دانم. اتهام مذكور برای ایشان بسیار ناروا و ناجوانمردانه است.
2- خسرو تهرانی. از آبان ماه 1359 در نخست وزیری با ایشان آشنا شدم. همانند آقای سازگارا از جوانان متدین مسلمان و علاقه‌مند به اسلام و انقلاب اسلامی و سختكوش در جهت تحقق آرمان‌های آن بود. از هر جهت مورد تأیید برادر شهید رجایی بود.
كوچك‌ترین اثری كه بتوان در ایشان حتی شك نمود، دیده نشده است.
اتهام مذكور را به ایشان نیز بسیار ناروا و ناجوانمردانه می‌دانم. از خداوند تبارك و تعالی درخواست دارم كه ما را از همه انحرافات مصون بدارد.
14- عباس دوزدوزانی، نماینده مجلس
15- محمدتقی بانكی، وزیر نیروی جمهوری اسلامی ایران

بسمه تعالی
با توجه به شناختی كه نسبت به افراد در بند بخصوص برادران محسن سازگارا و خسرو تهرانی دارم، یقین دارم كه اثرات منفی این گونه برخوردها بسیار زیاد بوده و درخواست حقیر این است كه در این امر خطیر با بی‌نظری و سرعت عمل شود.
16- اسماعیل حبیب‌الله‌زاده، مشاور وزیر صنایع سنگین
17- سیدكمال خرازی، رئیس خبرگزاری جمهوری اسلامی و تبلیغات شورای عالی دفاع

بسمه تعالی
این حقیر نیز [...] از برادران در بند را از نزدیك می‌شناسم و امیدوارم هر چه سریع‌تر موجبات استخلاص ایشان در یك بررسی بی‌نظر و سریع فراهم گردد.
18- محمدشهاب گنابادی، وزیر سابق مسكن و شهرسازی
19- سیدعبدالواحد موسوی (لاری)، معاون وزارت ارشاد اسلامی
20- محسن نوربخش، رئیس كل بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران
21- حسین فاضل، معاون وزارت كشاورزی
22- سیدمصطفی هاشمی، مشاور نخست وزیر و وزیر سابق صنایع

بسمه تعالی
اینجانب با شناختی كه از برخی برادران دارم، ایشان را مبرا از هرگونه سوء عمل و سوء نظر دانسته و از خداوند متعال آزادی
هر چه سریع‌تر ایشان را مسئلت نمایم.
23- محمدامین سازگارنژاد، معاون وزارت كشاورزی

بسمه تعالی
با توجه به مسئولیت این برادران، اگر رسیدگی بی طرفانه و سریع نشود، مسئولیت‌پذیری در جمهوری اسلامی دچار خلل خواهد شد.
24- هادی منافی
25- تقی امان‌پور، عضو جهاد سازندگی

بسمه تعالی
با شناختی كه از برادر سیدمحمد رضوی [...] ان‌شاءالله از هرگونه انحرافی و [...] و هر چه زودتر موجبات [...] ایشان و آزادی ایشان [...]
26- مرتضی حاجی، استاندار مازندران
27- محمد جعفری، عضو دفتر تبلیغات
28- اكبر حمیدزاده، نماینده مجلس

بسمه تعالی
شناختی كه از سوابق برادر ایمانی، آقای خسرو تهرانی در زندان و حسن و صداقت انقلابی وی در مسئولیت‌های بعد از انقلاب دارم، به پاكی و خلوص وی شهادت شرعی می‌دهم.
29- عبدی محمد میرزایی، نماینده مجلس

بسمه تعالی
رسیدگی سریع مسائل بر حسب واقع و ختم عادلانه مسئله كه بیش از این اسباب تبلیغات مشكوك نشود مورد درخواست است.
30- زرهانی، معاون وزارت آموزش و پرورش
بسمه تعالی
با توجه به اطلاعاتی كه از خدمات گذشته این برادران شنیده‌ام ارتكاب چنین اعمالی توسط آنان را غیر‌ممكن و باورنكردنی می‌دانم.
31- مهدی سید‌اصفهانی، معاون وزارت صنایع سنگین، استادیار دانشگاه صنعتی امیركبیر، عضو و دبیر جامعه اسلامی دانشگاهیان ایران، عضو گروه فنی و مهندسی شورای عالی انقلاب فرهنگی.
32- عباسعلی زالی، وزیر كشاورزی
33- مسعود زنجانی، وزیر برنامه و بودجه
شناختی كه از برادر محسن سازگارا دارم، ویژگی كه از برادر خسرو تهرانی شنیده‌ام، قابل قبول نیست كه با این برادران چنین برخورد می‌شود كه مایه [...] نیروهای مخلص و وفادار خواهد شد.
34- غلامرضا شافعی، وزیر صنایع
35- علی‌اكبر محتشمی، وزیر كشور

بسمه تعالی
با توجه به آبرو و حیثیت افرادی مسلمان و مورد تأیید بسیاری از بزرگان اسلام و روحانیت و چند سالی كه پس از پیروزی انقلاب داشته‌اند، قوه قضائیه همانند [...] دیگر برخورد غیر‌صحیح تاكنون داشته است، امیدواریم با اوامری كه به این دستگاه ابلاغ می‌شود، روش این دستگاه تصحیح گردد.
36- حسن عابدی جعفری، وزیر بازرگانی
37- محمدرضا آیت‌اللهی، وزیر معادن و فلزات
ان‌شاء‌الله با پیگیری و تسریع در این امر اذهان جوانان حزب‌الله روشن شود و از آبرو و حیثیت برادران مؤمن به صورت مؤثر دفاع شود.
38- مرادعلی احمدی، نماینده مجلس
39- عطاء‌الله مهاجرانی، معاون نخست‌وزیر

بسمه تعالی
آنچه اهمیت دارد، بررسی عاجل و بدون پیشداوری این تقاضاست. مع‌الاسف [...] مراجع ذی‌ربط، با پیشداوری [...] با كار پرداخته و [...]
40- سیدحسن طباطبایی، معاون وزارت كشاورزی
41- محمد میرصادقی، وزیر سابق كار، بنیاد شهید

بسمه تعالی
اینجانب با كمال تأسف و به عنوان وزیر كار كابینه شهید رجایی و شهید باهنر از وقوع چنین حوادثی در نظام جمهوری اسلامی و به نام آن عزیزان متأثر و متألم می‌باشم.
42- سیدمحمد كاظم موسوی بجنوردی، نماینده سابق مجلس و رئیس بنیاد دایره‌المعارف بزرگ اسلامی

بسمه تعالی
حقیر سال‌ها در سلول شاه در كنار خسرو تهرانی بودم. در آن ایام كه هیچ نشانه‌ای از پیروزی ما و تشكیل حكومت اسلامی نبود، من و خسرو تهرانی در سلول كتاب ولایت فقیه حضرتعالی را كه در زندان مخفیانه وارد شده بود، مباحثه می‌كردیم. او در كنار ما و علیه منافقین بود.
43- فخرالدین حجازی، نماینده مجلس
اینجانب آقای سازگارا را از قبل از انقلاب می‌شناسم كه جوانی مؤمن و پاك و انقلابی بود و آقای خسرو تهرانی را هم پس از انقلاب در مواقف عدیده بر صداقت و ایمان [...] امید كه رفع سوء‌تفاهم شود.
44- محمد هندی، معاون وزارت برنامه و بودجه

بسمه تعالی
خواست منافقین و دشمنان اسلام ایجاد شك و بدبینی نسبت به برادران شناخته شده دینی است. اینجانب برادر خسرو تهرانی را متعهد به اسلام و خدمتگزار انقلاب اسلامی می‌شناسم.
45- سیدحسین قاضی‌زاده هاشمی، نماینده مجلس

بسمه تعالی
اینجانب در مدتی كه توفیق خدمت در جبهه‌های نور علیه ظلمت جنگ تحمیلی داشتم ناظر بر همكاری صادقانه این عزیزان بودم و آنان را افرادی مخلص برای جمهوری اسلامی می‌دانم.
46- غلامحسین نادی، نماینده مجلس
نامبردگان [...] در تماس بوده شهادت می‌دهم كه از افراد صالح و نافع برای جمهوری اسلامی بوده‌اند.
47- سیدابوالحسن حائری‌زاده، نماینده مجلس
48- هادی غفاری، نماینده مجلس
49- طهماسب مظاهری، معاون نخست‌وزیر و سرپرست بنیاد مستضعفان

بسمه تعالی
اینجانب از اولین سال پیروزی انقلاب اسلامی با برادر سازگارا آشنا شدم، با توجه به خصوصیات اخلاقی و اعتقادی ایشان، امكان دخالت ایشان در این جنایت بسیار بعید به نظر می‌رسد. امید است با سرعت زیاد و با بررسی بی‌نظیر مسائل روشن شود و این پرونده نیز به سرنوشت سایر احكام توفیقی دچار نشود. ان‌شاء‌الله تحمل زحمات و ناملایمات برای همه مؤمنین بی‌گناه، اجر اخروی در بر داشته باشد و موجب ارتقای نظام آنها نزد خداوند تبارك و تعالی شود.
50 – محمد علی نجفی، وزیر فرهنگ و آموزش عالی كابینه شهید باهنر
51 – سید محمد خاتمی، وزیر ارشاد اسلامی

بسمه‌تعالی
بعضی برادران را از نزدیك می‌شناسم و آنان را افرادی صالح می‌دانم از این گذشته حیثیت افراد مطرح است و به نظر می‌رسد كه قوه قضائیه در چنین موردی باید، با سرعت برای [...] خدای ناخواسته حیثیت افراد مورد تعرض برخی اغراض قرار بگیرد و اعتماد مردم به جریان [...] جمهوری اسلامی بیشتر گردد [...]
52 – صباح زنگنه، معاون وزارت ارشاد اسلامی
53- محمد علی هادی، نماینده مجلس

بسم‌الله الرحمن الرحیم
بنده برادر محسن سازگارا را از نزدیك می‌شناسم، ایشان در پاریس در خدمت امام و سپس در ایران در كارهای مختلف من‌جمله در [...] مجدانه برای جمهوری اسلامی فعالیت داشت. برادر خسرو تهرانی را نیز بعد از انقلاب در مراحل مختلف دیده و در تماس با وی بوده‌ام و جز تلاش و كوشش جهت برقراری نظم و امنیت و دلسوزی برای جمهوری اسلامی از وی ندیدم.
من بسیار بعید می‌دانم كه این برادران در جریان انفجار نخست‌وزیری تقصیری داشته باشند.
البته قوه قضائیه مستقل است و باید با كمال بی‌طرفی و به دور از جوسازی و جنجال و در نامه‌ای پرونده را رسیدگی و در صورتی‌كه برادران تبرئه شده و اتهامات واهی بوده باید به صورت شایسته از آنان اعاده حیثیت شود، ضمناً این نامه محرمانه است.
54 – جعفر سعیدیان، نماینده مجلس

بسمه‌تعالی
امیدوارم كه قوه قضائیه هرچه سریعتر به این جریان رسیدگی كرده و [...] مشكوك پایان داده شود و اینجانب خسرو تهرانی را از زندان می‌شناسم. فردی معتقد و علاقه‌مند به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است و بسیار بعید است كه بتوان چنین اتهامی را به او نسبت داد.
55- قربانعلی دری نجف‌آبادی، نماینده مجلس

بسمه‌تعالی
برادر محترم آقای حسن كامران را چند سال است، 3 الی 4 سال می‌شناسم و برادران متعهد و مؤمن دیگر از قبل از انقلاب با نامبرده آشنا هستند، دخالت نامبرده را در این جنایت هولناك بعید می‌دانند.
امید است دستگاه قضایی بتواند ریشه جنایت را یافته و مسببین آن را به جزای عدل برساند. والسلام علیك و رحمه‌الله
56 – مرتضی الویری، معاون پارلمانی وزارت برنامه و بودجه

بسمه‌تعالی
اگر جمله انقلاب فرزندان خود را می‌خورد تنها یك مصداق در كشور، داشته باشد بدون تردید مصداقش همین عزیزان هستند. اسارت افرادی چون محمد رضوی و خسرو تهرانی كه قبل از انقلاب شكنجه رژیم و ( ) و بایكوت منافقین و بعد از انقلاب فشار و رنج كار شبانه‌روزی و خالصانه را جهت تثبیت انقلاب عمل كرده‌اند به چه معناست و چگونه قابل تحمل است؟
آثار منفی و تخریبی این گونه وقایع در حماسه اسلامی و در روحیه مؤمنین آنقدر زیاد است كه با هیچ عبارتی قابل بیان نمی‌باشد. امیدواریم با رهنمودهای حضرت امام نگرانی برطرف شود و این انقلاب مقدس از درون ضربه نخورد.
57 – حسین نمازی

بسمه‌تعالی
چون اعاده حیثیت برخلاف اتهام و هتك حیثیت دشوار است لذا روش‌هایی باید اتخاذ گردد كه رسیدگی‌های قضایی موجب هتك حرمت و حیثیت افراد نگردد.
58 – عبدالكریم سروش، عضو سابق ستاد انقلاب فرهنگی

بسمه‌تعالی
این جانب آقای محسن سازگارا را از نزدیك می‌شناسم و كمتر كسی را در صداقت و كفایت و داوری و خدمتگزاری و هوشمندی و ایمان به مانند وی دیده‌ام. [...]
59- مصطفی تاج زاده
60 – بهزاد نبوی، وزیر صنایع سنگین
امام بزرگوار
بعد از عرض سلام و آرزوی طول عمر با عزت برای جنابعالی، بارها مصمم شدم كه در این‌باره شخصاً مصدع اوقات شریفتان شده و رنجنامه‌ای تقدیم حضورتان گردد تا مستحضر شوید كه در حیات آن رهبر عزیز (كه خداوند تا انقلاب مهدی(عج) مستدام بدارد)، چه به روز یاران اسلام، انقلاب و امام می‌آید و چه مظلومانه نزدیكترین و صدیقترین یاران رجایی شهید توسط «بی‌.بی‌.سی» و عمال و اذناب متهم به قتل وی شده و در واقع با روش خائنانه دیگری ترور شده و از [...] خارج و با حذف آنها و یأس و گوشه‌گیری عده‌ای دیگر، عملاً راه برای منفعت‌طلبان وابسته بازمی‌گردد. ولی به دو دلیل به همین چند جمله بسنده می‌كنم و این‌كه اطمینان یافته‌ام جنابعالی اشراف كامل به مسئله، بیش از همه ما صلاح اسلام، انقلاب و نظام را می‌دانید.
دوم این‌كه دادستانی كل كشور را در پی دستورات جنابعالی مصمم یافتم و رجاء واثق یافتم كه گرچه با به بار آمدن سختی‌ها و بی‌آبرویی‌های موقت برای فرزندان مخلص انقلاب، حقایق روشن و «سیه‌روی شود هر كه در او غش باشد» تنها تقاضای دستور تسریع دارم.

?افشاری | 9/9/1388 | پیوند | نظر(1)
1907
yare dabestani

کدهاي جاوااسکريپت